نوشته ها

مساکن دولت هاشمی و امداد ضعیف دولت خاتمی در زلزله بم یا مسکن مهر احمدی نژاد و ضعف دولت روحانی در زلزله غرب، مسئله اینست!!!!

مساکن دولت هاشمی و امداد ضعیف دولت خاتمی در زلزله بم یا مسکن مهر احمدی نژاد و ضعف دولت روحانی در زلزله غرب، مسئله اینست!!!!

« و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون »

باز غمی جانکاه، و باز آزمایشی دیگر از سوی پروردگار عالمیان

پروردگار متعال می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛[۱] قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان

ولی همین بخشنده مهربان نیز ما را از فتنه ها و آزمایش های دنیا آگاه و برحذر می دارد و میفرماید: وَ إِنْ أَدْری لَعَلَّهُ فِتْنَهٌ لَکُم [۲]؛ و من نمی ‌دانم شاید این ماجرا آزمایشی برای شماست.

لِیجْعَلَ ما یلْقِی الشَّیطانُ فِتْنَهً لِلَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ[۳]؛ تا این ‌که خداوند القای شیطان را آزمونی برای آنها که در قلبشان بیماریست، قرار دهد.

قطعا خداوند ما ایرانیان را نیز مانند همه بندگان دیگرش از ابتلا به چنین آزمایش ها و فتنه هایی بی نصیب نمی گذارد و حال، این ما هستیم تا ببینیم جزو صابران و متوکلین به همراه قلب های روشنیم و یا جزو پریشانان و پریشان کنندگانی با قلب های مریض.

از یکشنبه شب که زلزله ناگوار و مهیب غرب کشور اتفاق افتاده ما شاهد بروز و ظهور این دو گروه هستیم. دسته ای با حال نگران و مضطرب از اینکه نکند در راه امداد رسانی و روحیه بخشیدن به هموطنان مصیبت دیده امان جا بمانند و از هیچ خدمتی دریغ ندارند و همچنین مصیبت زدگان توکل کننده به خدا و استقامت ورزان صبر پیشه و گروه دومی که البته اندکند ولی غمی بزرگ بر جان و روح انسان می گذارند، دسته ای فریب خورده و کج اندیش که به دنبال منافع شخصی و گاها سیاسی و مغرضانه خویشند بی آنکه توجه کنند هر فکر و دغدغه ایجادی آنان، می تواند ثانیه ای از روند امداد رسانی را کند و بالطبع جان هموطنی را بخطر بیاندازد.

از مسکن مهر گرفته تا نرسیدن آب توسط امدادگران و از ضعیف شمردن دولت  در امداد رسانی تا مقایسه کمک های مردمی و نه دولتی به مسلمانان نقاط دیگر جهان با هموطنان عزیزمان را دغدغه خویش نموده و از پرتاب انواع تیرهای زهرآلود و شیطان گونه شبه افکنی و تفرقه انگیزی استفاده تا بتوانند مرض قبلی را با مرض قلبی هماهنگ و به اصطلاح آلام روح بیمارشان را تسکین بخشند. بی شک در همه امور و در همه جهان نقاط ضعف و قوت و نواقصی وجود دارد که قابل بررسی و رفع است و انکار آن بی منطقی فرد را نشان می دهد لیکن به گفته حافظ علیه الرحمه: هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

امروز از روزهایی است که ما یا باید آستین را بالا زده و کمر همت بر بندیم و خود مستقیما به یاری هموطنانمان بشتابیم و یا اگر از این نعمت محرومیم پابه پای کمک کنندگان وامدادرسانان عزیزمان در فضای عمومی و مجازی به تقویت روحیه بازماندگان و مصیبت دیدگان و همچنین طلب قوت برای امداد رسانان و خادمین کشورمان باشیم که به حق این امر به تقوا نزدیک تر و به انسانیت و متمدن بودن شبیه تر است.

 

خادم الرضا (ع)

محمد کرمی

۹۶/۸/۲۳

 

پی نوشت:

  1. بقره / ۱۵۵
  2. انبیاء/۱۱۱
  3. حج/۵۳
۱
تقدیم به پدران و مادران ایران

تقدیم به پدران و مادران ایران

تقدیم به پدر و مادر عزیزم و همه پدران و مادران

Image result for ‫تقدیم به پدر و مادر‬‎

وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می روی و می‌بینی چقدر آهسته می رود

تازه می‌فهمی چقدر پیر شده !

وقتی مادر بعد از غذا پنهانی مشتی دارو را می‌خورد

می‌فهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید!

این رسم زندگی است.

چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن

و هیچ زمانی برای تشکر کردن از آنها دیر نیست حتی همین الان

قبل از اینکه دیر بشه قدر پدر و مادرهامون رو بدونیم 🌸

 

Image result for ‫تقدیم به پدر و مادر‬‎

نظرات بسته شده اند
مرحوم فاطمی یا شهید فاطمی؟!!!!

مرحوم فاطمی یا شهید فاطمی؟!!!!

امروز مشغول خواندن مقاله ای بوم در مورد تاریخ ایران و بویژه مباحث دوران دکتر مصدق. که ناگاه نظرم به شخصیت دکتر حسین فاطمی جلب شد. در مقاله مذکور ایشان و خدمات ایشان به کشور و در راس آن نخست وزیر وقت کشور -دکتر مصدق- بسیار پررنگ آورده شده بود. جلب متن و داستانهای واقعی گذشته شده بودم که احساس کردم چقدر به این شخصیت علاقه مند شدم و کشف اطلاعات بیشتر پیرامون این شخص. هنوز مقداری از شهد و شیرینی شناخت یکی دیگر از هموطنان پیشین ضد استعماری ام نگذشته بود که به مطلب یکی از ترور کنندگان  ایشان در قالب یک نیروی ضد شاه برخوردم. تصمیم گرفتم، مقاله دیگری که از زبان ترور کننده این شخصیت که از قضا دبیرکل فعلی جمعیت فدائیان اسلام می باشند را نیز مطالعه کنم. چقدر سخت است انتخاب و چقدر سخت است اظهار نظر در مورد شخصیتی که ۷۰سال گذشته بوده و مخالف شاه خائن و ترسو بوده و بدست جوانی که در راه خدا و دین و آزادی قدم بر می داشته ترور شده باشد و امروز بشنوی و ببینی که همان مجاهد ۱۵ ساله بعد از ۷۰ سال می گوید دوباره برگردم به آن زمان اورا ترور می کنم؟!!!!! البته این نوشته حامل این پیام نیست که آقای عبد خدایی را نفی یا آقای فاطمی را به اوج ببرم بلکه همه نظر و هدفم اینست بگویم خداوندا ما را در اوج تیرگی و ظلماتی که در آن گرفتار آمدیم به نور اسلام و قرآن و عقلانیتی که منشعب از کرامات ائمه اطهار و ولی زمانمان است، در مسیر حق و بندگی قرار بده. الهی آمین

شاید دوست داشته باشید شما هم بیشتر بدانید و البته اگر بخواهید این ۲۴ صفحه، کمتر یا بیشتر را شما نیز مطالعه کنید وقتتان بیشتر گرفته شود لذا زکات این اطلاعات را بجا می آورم قربه الی الله در چند سطر از هر دو عزیز ذکر شده. امیدوارم با این اقدام ضمن آشنایی با چهره ای از مدافعین وطن در گذشته و شخصیتی انقلابی که هم مدافع دین بود و هم کشور در حال، جرقه ای زده باشم برای مطالعات بیشتر پیرامون کشورمان و حوادث و اتفاقات گذشته تا بحال توسط آن بازدید کننده عزیز از این مطلب.

 

حسین فاطمی

در خانواده‌ای متنفذ که به شیوه ملوک‌الطوایفی بر نائین اصفهان استیلا داشت به دنیا آمد. حسین فاطمی در دوران دبیرستان نخستین تجربه‌های روزنامه‌نگاری‌اش را در نشریه هفتگی «باختر» کسب کرد. دو سال پس از همکاری با برادرش در پی اختلاف‌نظری که با او پیدا کرد به تهران مهاجرت کرد و در سال ١٣١۶ وارد دنیای بزرگ مطبوعات ایران شد. در بدو ورودش به تهران در نامه‌ای به احمد ملکی، مدیر روزنامه آزادی‌خواه «ستاره»، نوشت: «ازآنجاکه همکاری با مطبوعات خود یک نوع مطالعه و تحصیل است، به این وسیله می‌خواهم رابطه خود را با ادبیات، فرهنگ و سیاست قطع نکنم», ملکی او را پذیرفت؛ حسین مشغول کار و نوشتن شد و در مدت کوتاهی مورد توجه پیش‌کسوتان روزنامه‌نگاری قرار گرفت. بعد از ۲۰شهریور سال ۱۳۲۰ فضای سیاسی کشور کمی باز شد. در همین زمان حسین فاطمی اولین فعالیت آشکار سیاسی خود را در اصفهان آغاز کرد. مجلس بزرگداشتی برای سیدحسن مدرس در مجلس نوی اصفهان برگزار کرد و برای اولین‌بار مدرس را «شهید» خواند,۴ در این زمان محمدعلی فروغی، نخست‌وزیر ایران بود، محمدرضاشاه جوان قدرت چندانی نداشت و ایران اشغال‌شده را عملا فروغی اداره می‌کرد، فروغی می‌کوشید شاه را اصلاح‌طلب و مردم‌دوست نشان دهد و طرحی با عنوان «پیمان سه‌جانبه» برای خارج‌کردن ایران از وضعیت اشغال و تبدیل آن به اتحاد با دولت‌های متفق پیشنهاد داد. آشنایی با محمد مسعود، مطرح‌ترین روزنامه‌نگار ایران پس از شهریور ٢٠، تأثیر زیادی در گام‌های بعدی فاطمی گذاشت. در دهه ٢٠ «باختر» سرسخت‌ترین منتقد حکومت پهلوی بود و حملات تند فاطمی به پهلوی‌ها تا ١٢ سال بعد ادامه یافت.

در سال ١٣٢٣ بر سر تقاضای اتحاد جماهیر شوروی از نفت شمال، بین حسین فاطمی و اعضای توده‌ای جبهه اختلاف‌نظر شدید به وجود آمد، فاطمی از جبهه جدا شد و از آن تاریخ روزنامه‌های حزب توده تا سال‌ها به فاطمی و برادرش سیف‌پور می‌تاختند.

در آبان‌ماه ١٣٢٣ بحران نفتی در ایران پدید آمد، مجلس چهاردهم برقرار شد و محمد مصدق به‌عنوان نماینده اول مردم تهران وارد مجلس شد. مجلس چهاردهم کانون حمله شدید علیه شاه بود, حسین فاطمی با دقت تحرکات درون مجلس را پیگیری می‌کرد و در این میان معتقد بود از میان رجال موجود تنها محمد مصدق و احمد قوام می‌توانند رسالت تاریخی خود را برای حفظ کشور ایفا کنند؛ مصدق را به‌عنوان کسی که بیمی از قدرت و امیدی به زر نداشت و قوام را به‌عنوان چهره‌ای وطن‌پرست که نمی‌تواند منافع ملی را نادیده بگیرد می‌شناخت، از‌این‌رو روزنامه «باختر» حامی دولت اول قوام (١٣٢١) و دولت دوم قوام (١٣٢۴) بود. در سال ١٣٢۴، عمر مجلس تأثیرگذار چهاردهم به پایان رسید و فاطمی جهت ادامه تحصیل به فرانسه رفت. در مدتی که فاطمی در پاریس بود، احمد قوام نخست‌وزیر ایران شد، محمد مصدق نیز به قوام به‌عنوان تنها دولت‌مرد قادر به گفت‌وگو با روس‌ها رأی داد. در سال ١٣٢٧ اوضاع سیاسی تهران متشنج بود، ترور نافرجام محمدرضاشاه در دانشگاه تهران رخ داد و فاطمی به همراه ناصر نجمی میتینگی در میدان بهارستان ترتیب دادند که در آن محمد مصدق خواستار تشکیل یک جبهه واحد برای تداوم‌بخشیدن به مبارزات آگاهانه مردم ‌شد‌١٧، همه این شرایط به علاوه سابقه حملات قلمی فاطمی به شاه در روزنامه «باختر» برای فعالیت مطبوعاتی او موانعی ایجاد کرد، بااین‌حال شماره اول روزنامه «باختر امروز» در هشتم مرداد ١٣٢٨ منتشر شد.

با تلاش‌های جبهه ملی هشت نفر از اعضا به مجلس شانزدهم راه یافتند و دکتر مصدق نماینده اول تهران شد. به‌نظر می‌رسید که در مجلسی با بیش از ١٣٠ نماینده انتخاب این هشت نفر اهمیتی نداشته باشد، اما در ماه‌های بعد ثابت شد که این هشت نفر با پشتیبانی طبقات متوسط نه تنها توانستند مجلس، بلکه شاه و کل کشور را تحت تأثیر قرار دهند.

در این زمان مسئله کشور مسئله نفت بود، حسین فاطمی اهداف جبهه ملی را دنبال می‌کرد و مصدق در جایی گفته بود: «قلم دکتر فاطمی به اندازه یک ارتش به ما یاری می‌رساند»,٢٠ در پاییز سال ١٣٢٩ مبارزات برای تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسید، فاطمی در «باختر امروز» مقالات تندی علیه مخالفان طرح ازجمله نخست‌وزیر رزم‌آرا نوشت و در آذرماه دستگیر شد، آن شب تهران خشم‌آلود می‌غرید، مردم به دستگیری فاطمی اعتراض کردند و سه شبانه‌روز بیشتر بازداشت فاطمی طول نکشید.در این زمان فاطمی گفت:
اگر دفاع از حقوق ملت و بیان عقیده  میلیون‌ها انسان محروم و گرسنه جرم است «من به تکرار آن مباهات می‌کنم».٢١در ٢٩ اسفند ١٣٢٩ طرح ملی‌شدن صنعت نفت ایران به تصویب مجلس شانزدهم رسید. در همین زمان در مجلس پیشنهاد نخست‌وزیری مصدق مطرح شد، مصدق موافقت خود را اعلام کرد و اجرای قانون ملی‌شدن صنعت نفت را در رأس برنامه‌های خود قرار داد، در ١٢ اردیبهشت ١٣٣٠ مصدق اعضای کابینه خود را به مجلس معرفی کرد، حسین فاطمی را نیز به‌عنوان معاون سیاسی و پارلمانی خود معرفی کرد. انتخاب فاطمی برای این سمت ابتدا با مخالفت مجلس مواجه شد اما با دفاعیات فاطمی و مصدق سرانجام مجلس به فاطمی رأی اعتماد داد. حسین فاطمی برای پیشبرد اهداف جبهه ملی از مقام معاونت سیاسی دکتر مصدق استعفا داد و در انتخابات مجلس هفدهم کاندیدای نمایندگی از تهران شد تا بتواند در مجلس بازوی حمایتی قوی‌تری برای دکتر مصدق باشد، فاطمی رأی آورد اما در تاریخ ٢٣ بهمن ١٣٣٠ ترور شد و به دلیل بستری‌شدن در بیمارستان نجمیه عملا نتوانست در مجلس فعالیت خاصی انجام بدهد ولی با کار روزنامه‌نگاری تأکید کرد که «مجلس هفدهم در مقابل ملت و تاریخ مسئولیت بزرگی دارد». و به‌نفع مردم و کشور است که مجلس با تمام قوا از نهضت ملی حمایت کند. در همین زمان با تلاش‌های مصدق و یارانش شکایت انگلیس از دولت ایران در دیوان لاهه رد شد.
با رأی مجلس، در ٢١ تیرماه ١٣٣١ فرمان نخست‌وزیری برای بار دوم به دکتر مصدق داده شد. دکتر مصدق می‌بایست برای پیشبرد مذاکرات نفتی و مقابله با تحریم خرید نفت ایران توسط انگلستان و آمریکا کاری می‌کرد؛ پس با توسل به حق قانونی نخست‌وزیر جهت تعیین وزیر جنگ از شاه خواست وزارت جنگ را به او واگذار کند، شاه مخالفت کرد و مصدق استعفا داد، مجلس به نخست‌وزیری احمد قوام رأی موافق داد و در ٢۶ تیر ١٣٣١ فرمان نخست‌وزیری قوام از طرف شاه صادر شد.
در ٣٠ تیر مردم به حمایت از مصدق دست به اعتصاب عمومی زدند و در پی درگیری با نیروهای نظامی تعدادی از آنها کشته و مجروح شدند اما در نهایت مردم پیروز شدند، قوام عزل شد و مصدق دوباره نخست‌وزیر ایران شد. در مهرماه ١٣٣١ مذاکرات دولت دکتر مصدق با انگلیس پس از ١٩ ماه به بن‌بست رسید و با تصویب هیئت وزیران قطع رابطه سیاسی ایران با انگلیس عملی شد. در این زمان حسین فاطمی، وزیر امور خارجه دولت مصدق شد. انگلیس در پی قطع رابطه با ایران به آمریکا روی آورد و ورود مأمور ارشد MI6، به واشنگتن نقطه آغاز برنامه‌ریزی جدی برای سقوط دولت مصدق بود.
در پی توطئه شاه و گروه‌های مخالف مصدق، دولت کنترل اوضاع را از دست داد. در تیرماه ١٣٣٢ نمایندگان مخالف دولت، مجلس را تحریم کردند و از شرکت در جلسات مجلس خودداری کردند، مصدق برای اینکه شمار بیشتری از نمایندگان به صف مخالفان دولت نپیوندند و دولت اکثریت را در مجلس از دست ندهد، مجلس را منحل کرد و قرار شد با انتخابات در مردادماه ١٣٣٢ مجلس جدید تأسیس شود.
با انحلال مجلس زمینه برای کودتا فراهم شد و در شب ٢۴ مرداد ١٣٣٢ کودتای نظامی توسط افسران و گارد شاهنشاهی اجرا شد، در همان شب حسین فاطمی دستگیر شد و در نیمه شب فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی در مقام نخست‌وزیری به مصدق ابلاغ شد اما مصدق، نصیری و سربازان گارد سلطنتی را توقیف کرد و در پی آن شاه کشور را به قصد بغداد ترک کرد، حسین فاطمی همان شب آزاد شد و در سه روز منتهی به کودتا در مقالات تندش مخالفت صریح و قطعی خود را با شاه اعلام کرد و با قاطعیت از حذف شاه و خاندان پهلوی نوشت,٢۶ در صبح روز ٢٨ مرداد ١٣٣٢ گروهی از اراذل و اوباش دفتر روزنامه «باختر امروز» را تخریب کردند.

سام فال(Sir Sam Falle) دبیر شرقی سفارت انگلیس در تهران در زمان کودتا می‌نویسد «… اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غیرانسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شاید برای فاطمی، اگر دستگیر شود، بهترین راه حل باشد. تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می‌برند، همیشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است…»

کرمیت روزولت در اول شهریور پس از کودتا به ایران می‌رود و می‌گوید: «پس از برگزاری تشریفات، شاه به من اشاره کرد و اولین عبارتی که با لحن رسمی ادا کرد این بود: «من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم» … و «روزولت» موضوع سرنوشت مصدق و دیگر رهبران جبههٔ ملی را عنوان می‌کند و از محمد رضا شاه می‌پرسد: «میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کرده‌اند، چه فکری کرده‌اید؟» شاه می‌گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده‌ام. مصدق محاکمه می‌شود. (در این موقع لب‌های شاه می‌لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت … ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد؛ ولی یک استثناء وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می‌کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ای‌ها را واداشت مجسمه‌های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.

پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی در مورد نحوه دستگیری همسرش در اسفند سال ۱۳۳۲ می‌گوید: «دکتر فاطمی بعد از ۲۸ مرداد، دو الی سه ماه در منزل یکی از نزدیک‌ترین دوستانم مخفی بود. پس از گذشت چند ماه به منزل دکتر محسنی که داروساز بود رفت و تا زمان دستگیری در آنجا سکونت داشت. در آن زمان رژیم شاه در تمام مناطق تهران به دنبال فاطمی بود و جایزه زیادی را برای سر دکتر تعیین کرده بود. یکی از خدمه‌های خانه دکتر محسنی خبر مخفی بودن دکتر فاطمی در آن خانه را به بیرون منتقل کرد و ساواک به آن خانه ریخت و دکتر را دستگیر کرد. ارتشبد نصیری بلافاصله پس از دستگیری دکتر فاطمی، با ماشین وی را به دم کاخ برد تا به شاه دستگیری دکتر فاطمی را اطلاع دهد.»

همان ابتدای دستگیری دکتر فاطمی تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری[۱۸] و مریدانش به قتل برسدکه وی و خواهرش مجروح می‌شوند. فریدون مظاهر تهرانی شاهد این ماجرا می‌نویسد:

«ناگهان شعبان بی مخ و یارانش با چاقوهای برهنه به دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند. خانمی که بعداً فهمیدم خانم سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی است و از طریق خبر رادیو مطلع شده بود که برادرش را دستگیر کرده و به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود آورده‌اند خود را به آن محل رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰، ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند. دکتر فاطمی را درحالی که روی زمین افتاده بود و خون از بدنش جاری بود با همان جیپی که آورده بودند از محل دور کردند. در آن تاریخ رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری (ارتشبد بعدی) بودند.»

سید حسین فاطمی سرانجام پس از محاکمهٔ غیرعلنی در دادگاه نظامی (۷ مهر) به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ اعدام شد.[۲۱] اشرف پهلوی در اعدام ایشان اصرار زیادی می‌ورزید و نهایتاً در قبرستان ابن بابویه شهر ری در کنار کشتگان قیام ۳۰ تیر به خاک سپرده شد. سیف پور فاطمی، برادر حسین فاطمی در خصوص نحوه اعدام وی می‌گوید «حسین را وقتی برای اعدام بردند که بسیار ناخوش احوال و بیمار بود. او را برای اجرای حکم با برانکارد و در حال تب بردند و نصیری و بختیار با شلیک سه گلوله او را از بین بردند».

پریوش سطوتی همسر فاطمی دربارهٔ اعدام او می‌گوید: «ده روز قبل از این‌که حکم اعدام دکتر فاطمی اجرا شود، آنها در جریان حکم اعدام بوده‌اند و این احتمال را نیز می‌داده‌اند که شاید دکتر عفو شود. در آن زمان جمال امامی وکیل مجلس و دارای نفوذ در ارگانهای دولتی آن روز، علی‌رغم اختلاف نظرهایی که با دکتر فاطمی داشت، به دیدن شاه رفته و از شاه خواسته بود که حکم اعدام را لغو کند. او به شاه گفته بود که فاطمی بیمار است و چندین عمل بر روی طحال و قلب داشته و بهتر است که او اعدام نشود، ولی شاه به خواسته او توجه نکرد و حکم اعدام فاطمی اجرا شد».

آیت الله زنجانی تلاش بسیاری برای جلوگیری از اعدام فاطمی می‌کند و حتی از آیت الله بروجردی هم کمک می‌خواهد و بروجردی در پاسخ او چنین می‌گوید: «انگلیسیها از او کینه به دل دارند، شاه هم ضعیف است و کاری نمی‌شود کرد.»

فاطمی پس از ترور در سال1330

فاطمی پس از ترور در سال۱۳۳۰

استاد عبد خدایی

(متولد اردیبهشت‌ماه ۱۳۱۵، مشهد) از اعضای تشکیلات بنیادگرای شیعی فدائیان اسلام بوده و هم‌اکنون دبیر کل جمعیت فدائیان اسلام است. از اقدامات او می‌توان به ترور نافرجام دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دکتر محمد مصدق در سال ۱۳۳۰ اشاره کرد.

ترور ناموفق حسین فاطمی، مدیر روزنامه باختر امروز و وزیر خارجه محمد مصدق، به دست محمدمهدی عبدخدایی، در بیست‌وپنجم بهمن ۱۳۳۰ بر سر مزار محمد مسعود، روزنامه‌نگار، در گورستان ظهیرالدوله در خیابان دربند و در مراسم پنجمین سالگرد ترور محمد مسعود انجام شد. فدائیان اسلام بر این باور بودند که دکتر سیدحسین فاطمی وزیر امور خارجه دکتر مصدق، در دور کردن دولت ملی از دین و آیین نقش اساسی دارد و علت سختگیری بر فدائیان اسلام و نواب صفوی که زندانی بود، اوست.

عبدخدایی جریان ترور را اینگونه شرح می‌دهد:

در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ دکتر مصدق ماده تک واحده ای به مجلس داد و به خاطر سعادت ملت ایران نفت ملی اعلام شد. در ۲۹ اسفند مجلس سنا آن را تصویب کرد و این قانون شد. در حقیقت عاملی که نمی گذاشت نفت ملی شود توسط داعیان اسلام از بین رفت. البته من این را نمی گویم آیت الله طالقانی می گوید. ایشان در در سال ۱۳۷۷ در سر قبر مصدق گفتند که فداییان اسلام یک فعالیت انقلابی کردند و نمایندگان مردم به مجلس رفتند. منظورش دکتر مصدق، آیت الله کاشانی و … بودند. اقدام دوم انقلابی که کردند ملی شدن نفت بود. واقعیت این است که اگر نفت ملی نمی شد و رزم آرا کشته نمی شد، او ۹۱ رای از مجلس گرفته بود در خرداد ۱۳۲۹ . رزم آرا که کشته شد همه ی جامعه از هم پاشید و واقعا « و قاتلوا ائمه الکفر » خود را در این جا نشان داد. بعد از ملی شدن نفت مرحوم نواب صفوی نظرش این بود که بین جبهه ملی و دربار توافق شده است و رابط این توافق آقای فاطمی است و هیچ کس جز او صحه مصدق نیست که رابط این جریان باشد. حتی مرحوم شهید واحدی به من گفت که شب عید شد. نماینده دکتر مصدق آمد و تمام اعضای جبهه ملی را از زندان آزاد کرد. خود نواب صفوی دستگیر شد. مصاحبه ای است که نواب صفوی در اردیبهشت سال ۱۳۳۰ داشت. امروز ۶۳ سال از این جریان می گذرد و می شود به مصاحبه نواب صفوی مراجعه کنیم. این سند است قرار بود برادران من را آزاد کنند اما در آخرین لحظه به ما گفتند که به سفارش خصوصی دربار باید در زندان بمانند. این ها همه دلیلی بر این بود که بین دکتر مصدق و دربار توافق شده است. کابینه حسین اعلا با فرمان شاه روی کار آمد . دو نفر از اعضای جبهه ملی وزیر اعلا شدند که در همین جا نواب صفوی اعلامیه داد که ای حسین اعلا! زمام مداری یک ملت مسلمان شایسته تو نیست فورا برکناری خودت را اعلام کن و اعلا استعفا کرد. در مجلس پیشنهاد نخست وزیری دکتر مصدق شد. این پیشنهاد توسط اقای جلال امامی که وزیر دربار بود انجام شد. همه می دانستند که وکیل دربار است. دکتر مصدق امید نداشت که تا آخر دوره نخست وزیر بماند لذا گفت با حفظ وکالت وکیل می شوم و البته در آن موقع دوره وکالت ۲ سال بود. همه ی این جریانات نشان می داد که بالاخره توافقی بین جبهه ملی و دربار انجام گرفته است. نواب صفوی دستگیر شد و به زندان رفت. بر اثر فشار افکار عمومی دولت مجبور شد سید عبدالحسین هادی و سید محسنی را آزاد کند. این ها هم اعلام کردند ما به پاس آزادی مان روز جمعه بر سر قبر سید حسین امامی حاضر شده و سخنرانی می کنیم.

من به ملاقات نواب صفوی رفتم. او به من گفت که ماموریتی به تو می دهم امیدوارم آن را خوب انجام بدهی.من شاگرد حاج کاظم باقرزاده خرسندی بودم و روزی سه تومن می‌گرفتم. روزی دیدم که اصغر شالچی در مغازه آمد و به من گفت که بیا با شما کاری دارم. من هم رفتم از بازار عباس‌آباد گذشتم. یک دفعه دیدم که از میدان خیام فعلی سر درآوردیم و در همان منزلی که جلسه مخفی فدائیان اسلام بود رفتیم. آن جا سید عبدالحسین واحدی بود. گفت دیدی چه کردند. حاضری شهید شوی و مردانه به میدان بروی؟ گفتم بله. گفت رابط بین دکتر مصدق و دربار و دکتر فاطمی است. او قصد جان نواب صفوی را کرده است. ما اجازه نمی‌دهیم که کسی قصد جان رهبر فدائیان را بکند.

قرار شد در این کار آقای گل دوست هم برای خبر بردن همراه من، باشد. من فقط یک اسلحه داشتم. همراه آقای گل دوست با اتوبوس آمدیم تا شمیران و از شمیران هم رفتیم دربند، سر قبر ظهیرالدوله. آقای نیک پور نائینی همراه دکتر فاطمی بود. جمله‌ای که آقای دکتر فاطمی داشت می‌گفت هنوز هم در ذهنم است. داشت می‌گفت: ان گلوله‌ای که مسعود را کشت، مغز رزم‌آرا را متلاشی کرد و … در همان حال من آمدم بالای قبر مسعود ایستادم. دسته گلی روی قبر مسعود گذاشته بودند. نیک پور نائینی به من گفت: بچه بیا پائین. من آمدم پائین. آرام، اسلحه را کشیدم و به طرف دکتر فاطمی گرفتم ماشه را چکاندم و صدای آخ را شنیدم. فاصله من با دکتر فاطمی حدود یک متر و خورده‌ای بود. این ماجرا در ۲۶ بهمن سال ۱۳۳۰ ساعت ۳ یا ۳۰/۳ بعدازظهر اتفاق افتاد. فقط یک گلوله شلیک کردم و اسلحه را انداختم زمین و آمدم کنار. جمعیت، از هم پاشید، از صدای گلوله، یک عده فرار کردند و من ناظر جریان بودم. همان لحظه کسی هم نیامد مرا دستگیر کند. شاید، کسی باورش نمی‌شد بچه‌ای که هنوز توی صورتش حتی یک مو در نیامده چنین کاری بکند. جگرکی بود توی تجریش به اسم عباس گودرزی- که چندی قبل فوت کرد- وقتی دید اسلحه روی قبر محمد مسعود افتاده خم شد که اسلحه را بردارد، در همان وضعیت بود که مردم ریختند سر او. او را دو روز بازداشت کردند. درحالی که مردم داشتند او را می‌زدند من شروع کردم به تکبیر گفتن. جمعیت برگشت به سمت من و شروع به زدن من کردند. من فریاد می‌زدم: الله اکبر، الله‌اکبر، الاسلام یعلو و لایعلی علیه. وقتی من این شعارها را دادم آنهایی که سر قبر مسعود بودند، متوجه شدند که این تیراندازی از طرف من بود، آنها مرا کتک می‌زدند؛ و من الله‌اکبر می‌گفتم. از دماغ من خیلی خون آمد تا پاسبان‌ها ریختند و مرا روی دست بلند کردند و مرا از توی جمعیت بیرون کشیدند تا ببرند کلانتری شمیران.

پاسبان ها من را از دست مردم که مرا می زدند بیرون کشیدند در یک ماشین من را سوار کردند و مرا به شهربانی آوردند. آقای کوپال رئیس شهربانی بود. او زمانی که سروان بوده میرزا کوچک خان را دستگیر کرده است. من را پیش او بردند و گفتند که اسلحه را از چه کسی گرفتی؟ من هم افسانه ای برای آن ها ساختم که من در مسجد ظهیر الاسلام بودم. در جلسه شرکت کردم یک آدم ریش داری با من احوال پرسی کرد و دو روز بعد من را خواست و در دستشویی مسجد ظهیر الاسلام اسلحه را به من داد.

در اصل با این کار می خواستیم رابطه مصدق با شاه را قطع کنیم کما اینکه در ۳۰ تیر ۳۱ هم این قضیه اتفاق افتاده است. و واقعا تاثیر داشت. دکتر فاطمی بیمارستان رفت این رابطه به هم ریخت و به همین جهت دکتر فاطمی می خواست وزیر دفاع بشود استعفا کرد و قوام السلطنه فرمان نخست وزیری گرفت و ۳۰ تیر به وجود آمد.

عبدخدایی پس از ترور به زندان افتاد تا آن که در مهر ۱۳۳۲ آزاد گردید.

عبد خدایی در پاسخ به این که صحبتی بود که مهدی عراقی گفته بود که نواب مخالف ترور شهید فاطمی بود گفت : من کاملا آن را تکذیب می کنم. عین خط شهید نواب هست که می گوید گل بوستان به گل دوستان و …

حسین فاطمی پس از دستگیری

        حسین فاطمی پس از دستگیری

منابع: فرادید و ویکی پدیا , مهرنیوز

نظرات بسته شده اند

پوستر دفتر مقام معظم رهبری پیرامون صنعت خودرو

رهبر معظم انقلاب: می‌گویند تولید داخلی ما فنّاوری‌اش قدیمی است؛ ناچاریم از خارج وارد کنیم. ذهن سازنده موشک نمی‌تواند خودروی پیشرفته تولید کند؟

نظرات بسته شده اند

بیانیه سرکنسولگری ایران در اربیل در پی تعرض برخی شورشیان به پرچم سرکنسولگری ایران

به گزارش ایسنا، در این بیانیه آمده است: عده‌ای عصر روز جمعه همزمان با تعطیلی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران، تحت تاثیر اغراض سیاسی،  نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در اربیل را مورد تعرض قرار دادند.

بی‌شک مردم  شریف اربیل که نبرد جانانه پاسداران ایرانی در  مقابله با گروهک ترویستی داعش و شهادت شهیدان رضا نقشی و سعیدشعبان را در یاد و خاطره خود دارند از اینگونه اقدامات مبرا هستند.

سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران ضمن محکوم کردن تعرض به نمایندگی، وظایف مقامات اقلیم در حفظ و حراست از نمایندگی دیپلماتیک  و هموطنان را یاد آوری کرده و از ابراز تاسف شدید مسئولان سیاسی، حکومتی، سران عشایر و طوایف، اساتید دانشگاه و علما، نمایندگان مجلس، آحاد مردم شریف و باوفای اقلیم کردستان عراق، موصل، کرکوک و هموطنان مقیم در اقلیم کردستان عراق قدردانی می‌کند.

نظرات بسته شده اند
چرا مرگ بر آمریکا؟؟؟؟؟؟؟

چرا مرگ بر آمریکا؟؟؟؟؟؟؟

باز موسم عدالتخواهی و حمایت از مردم مظلوم فلسطین شد و موش های دیوارها، گوش به گوش زمزمه سردادند که چرا ما به یک ملت توهین می کنیم؟ چرا پرچم یک ملت را آتش می زنیم؟ چرا و چرا های دیگر.

واقعا چرا؟

هرسال به اشکال جدیدتر و برنامه های رنگ و لعاب دار تازه تری سعی دارند به ما این مفهوم را غالب کنند که ما نباید بگوییم مرگ بر… . من به اندازه علم محدود و عقل ناقص خودم برایم یک سوال است؟ چگونه مردم می توانند از قصابی گرفته تا دانشگاه تمامی مسائل علمی، سیاسی، اقتصادی و حتی دینی را بررسی کنند و همه عالم باشند و همه می توانند مسولان را مورد خطاب قرار دهند که فلان جا اسلامی تر است که چنین کنند و چنان کنند و درنهایت امام مظلوم علی(ع) که چه در ۱۴۰۰ سال گذشته و چه امروز هنوز غریب و مورد سوء استفاده قرار می گیرد را به میان می کشند و از رفتارها و سکنات آن بزرگ مرد تاریخ بشریت -البته گزینشی و به نفع خود- بهره می برند ولی آن جمله و حرکت معروف ایشان را به یاد نمی آورند که چگونه بر سرمردم مسلمان وقت فریاد کشیدند و طلب مرگ برای خود و ناظرین کردند که در حکومتشان یا مجاورتشان خلخال از پای یک زن یهودی چرا کشیده شده!!!!! حال امروز خلخال کشیدن ها و گوش پاره کردن ها شده است گوشت دریدنها و آنهم نه مسلمان از یهود که استکبار از مسلمان و غیر مسلمان مستقیم یا غیر مستقیم ولی تازه ما به این رسیده ایم که حتی مرگ خالی را هم نگوییم که زشت است؟! مردم فلان دیار استکباری و خونریز ناراحت می شوند. البته با علم به اینکه مرگ ها بر فرق دولت ها آرزو می شود نه مردم آن دولت های خونخوار.

رهبر معظم انقلاب می فرمایند:”این شعار شما «مرگ بر آمریکا»ی شما، این فریادی که ملّت ایران میکشند، این دارای یک پشتوانه و عقبه ی منطقی و قوی است؛ دارای پشتوانه ی عقلانی است، معلوم هم هست که مراد از «مرگ بر آمریکا» مرگ بر ملّت آمریکا نیست، ملّت آمریکا هم مثل بقّیه ی ملّتها هستند، یعنی مرگ برسیاست‌های آمریکا ،مرگ بر استکبار؛ معنایش این است، این دارای پشتوانه ی عقلانی است؛ قانون اساسی ما به این ناطق است، تفکّرات اصولی و عمیق و منطقی بر این ناطق است و این را برای هر ملّتی که تشریح بکنیم، آن را می پسندند و میپذیرند و قبول میکنند”. در جایی دیگر نیز فرموده اند:”ما همه مشکلات را به گردن آمریکا نمی اندازیم. مشکلات ما از خودمان است؛ منتها دشمن از این مشکلات می خواهد حداکثر استفاده را کند؛ پدر کشور و ملت را در بیاورد. ما نمی گوییم اگر تورم هست، تقصیر آمریکاست؛ نه، اگر تورم هست، اگر کاهش قدرت خرید هست، اگر کمبود اشتغال هست، چه کسی گفته تقصیر آمریکاست؟ ما گردن آمریکا نمی اندازیم؛ این تقصیر خود ماست؛ تقصیر مسئولان است؛ اما اگر اسم آمریکا را می آوریم، اگر حرف آمریکا را می زنیم، می خواهیم بگوییم که گرگی کمین گرفته، پشت خم کرده که به شما حمله کند؛ از این غافل نباشید. به مسئولان می گوییم ضعف ها را برطرف کنید، به شما می گوییم که متوجه این دشمن باشید؛ تا به شما حمله نکند…».۱ بر این اساس، دو چیز تداوم این شعار را رقم زده است ؛ نخست روح ظلم ستیزی مردم ایران که نیروی ایجاد انقلابی عظیم را داشتند و دیگر رسوایی آمریکا در این که نشان داد مظهر بیداد و فرعونیت است و از هیچ تجاوز و جنایت و خیانتی برای شکستن عمود خیمه استقلال و به قفس در آوردن آزادی این ملت ، فروگذار نمی کند. این دو عامل ، همچون دو بال پر توان ، شعار «مرگ بر آمریکا» را در سپهر شعور تاریخی مردم ایران به اوج رسانید”.

حال با پخش فیلمی که فلان دانشگاه آمریکا بعد از آموختن زبان پارسی به دانشجویانش چه گفته و در جواب مرگ بر آمریکای ما چه سروده است، سندی شده است پوشاننده ۴۰سال قساوت و دشمنی فقط بر ملت ما -فارغ از کشورهایی همچون عراق، فلسطین، افغانستان، سوریه، لبنان و سایر ملل غیرمسلمان و مسلمان دیگر- و حال سوال شده چرا مرگ بر آمریکا

درست است ملت ایران باگذشت و توبه پذیر است و برای کسی که حتی برایشان تب کنند می میرند ولی این به معنی سادگی و حماقت ملت نباید گذاشته و مشتبه شود که با چند کلیپ و شعار می توانند ما را از آرمان آزادیخواهی و مظلوم پروری و استکبار ستیزی دور نمایند. بقول مولایمان حسین علیه السلام اگر خدای ناکرده در بین ما کسی هست که دیندار هم نباشد قطعا آزاده خواهد بود.

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.

نظرات بسته شده اند
تخلف یا تقلب مساله اینست!!!!

تخلف یا تقلب مساله اینست!!!!

باز انتخاباتی دیگر تمام شد و مسائل و حواشی آن ادامه دارد. هر حزب یا گروه و در کل مخالفین و موافقین چیزی می سرایند. همیشه از دید برنده همه چیز بخوبی انجام شده و از دید بازنده واقعیت به گونه ای دیگر است. این انتخابات نیز همانند سایر انتخابات های گذشته با این مسائل روبرو بوده و خواهد بود. هرچند به ترتیب درجه، انتخابات های ریاست جمهوری، مجلس، خبرگان و شورای شهر و روستا از اهمیت بیشتری در این حوزه برخوردارست و حتی کنش و واکنش ها به شدت بین اول و سه گزینه بعدی متفاوت است. بطور مثال باید دسته بندی نمود که انتخابات را رقیب برگزار می کند یا رفیق. اگر رقیب برگزار کند دو دسته می شوند پیروز شویم نشان از درایت، توانمندی، سرخوردگی مردم از رقیب و عدم تمایل به اوست و اگر بازنده شویم خود به دوشاخه تبدیل می شود هنوز مردم عادت نکرده اند به کمتر از دوره معمول و طبیعیست و یا دسته دوم اینکه قطعا تقلب یا تخلف صورت گرفته که البته استفاده این لفظ در کشور ما بین چپ و راست متفاوت است. حال اگر رفیق برگزار کننده باشد و ما رای آوردیم این چیزی جز توانمندی ما و علاقه مردم به ما و سیاست های ما نیست و همچنین انتخاباتی شفاف و عالی داشتیم و اگر بازنده شویم البته اگر دوره تمام نشده باشد یا حتی شروع نشده باشد کار دشمنان است و تهمت ها و افتراها و اگر در بین باشد که خدا می داند چه بر سر مردم خواهد آمد و یحتمل چیزی جز فروپاشی اخلاق و منش و … نخواهد بود که خدا را شکر هنوز تجربه نکرده ایم در طی ۳۰سال اخیر.

حال هدف از طرح این موضوع چه بود؟ هدف اینست به خود بیاییم و بگوییم چرا ما اینچنینیم؟ چرا همیشه هرکاری که ما می کنیم قطعا خوب است و منطقی و دیگران در حال خطا و اشتباهند؟ چرا برای شروع  یک دوره همه وعد و وعیدهای ما درست و منطقی و وعده های دیگران پوچ و توخالیست؟ چرا خلاق و کردار در کشوری که معتقد به دین صاحب مکارم اخلاق است رعایت نمی شود ولی در کشوری بدون هیچ دین و یا مذهب عملیاتی گردیده است. نقل است که می گویند ((الناس على دین ملوکهم)) آیا این درست است یا این آیه قرآن که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم». چرا ما تابع یک بام و دو هوا شده ایم؟ در جایی دم از پیروی از ولایت می زنیم و درجایی دیگر امر او را اجرا نمی کنیم. البته وقتی ما نسبت به اولیاالله و قرآن کتاب اصلی و مرجع کامل دین اینگونه بی تفاوت شده ایم شاید پیرو ولایت از فرعیات به حساب آمده است. البته اشکالی نیست که ما حداقل اگر اعتقاد قلبی نداریم سکوت اختیار کنیم و اعای پیروی هم نکنیم. در کتاب آقای دکتر پاپلی یزدی خاطره ای با این مضمون نظرم را جلب کرد که دوست دارم شما نیز بخوانید شاید بتواند این خاطره منظور و مقصود این بنده ناتوان در نوشتار را سهل تر نماید:

“.. پرسیدم شما برای حزب چه کار می کردید؟
گفت مشورت می‌دادم. ولی یک کمیته مالی هم درست کردم و برای انتخابات پول جمع می کردم.
گفتم اگر محرمانه نیست چقدر پول جمع کردید؟
گفت من خودم ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ فرانک دادم و از دوستانم هم پول گرفتم، جمعاً ۴۳٫۰۰۰٫۰۰۰ فرانک پول جمع کردم و به حزب دادم.
گفتم چند درصد امیدوار به پیروزی هستند.
گفت صد در صد.
گفتم حزب سوسیالیست چندین دهه است که برنده انتخابات نشده است.
گفت: اما فرانسوا میتران رقیب سرسختی است.
دو شب بعد نتیجه انتخابات معلوم شد. فرانسوا میتران برنده انتخابات بود. او رئیس جمهور منتخب اعلام شد.
سوسیالیست‌ها،‌ کمونیست‌ها و کلاً چپی‌ها به خیابان‌ها ریخته بودند و شادی می‌کردند.
شادی عظیم. میدان باستیل غلغله بود. رگباری شدید و رعد و برقی بی‌نظیر پاریس را در بر گرفته بود.
من برای تماشا رفته بودم. خیس آب بودم که به پای آسانسور رسیدم.
موسیو پیر دسپاکس با چشمی اشکبار پای آسانسور بود.
گفت برو لباست را عوض کن و به خانه من بیا.
همین کار را کردم.
پیرمرد مثل اینکه جوانی را از دست داده باشد، بخاطر شکست حزبش گریه می‌کرد.
می‌گفت منافع ملی ما در خطر است.
او می‌گفت در ظرف چند ماه سرمایه‌ها از فرانسه فرار خواهند کرد.
سرمایه دارها سرمایه‌هایشان را از کشور خارج می‌کنند و اقتصاد فرانسه مختل می‌شود.
من ۳۵ سال داشتم و او ۸۵ سال.
سال ۱۳۶۱ بود ومن خود نگران وضعیت کشور. صحبت را عوض کردم و حال بچه‌ها و نوه‌هایش را پرسیدم.
از ۶ بچه‌اش هیچکدام درپاریس نبودند.
چند نوه‌اش در پاریس بودند که گاه گاه به پدربزرگ سری می‌زدند.
چند ماهی گذشت و فرانسوا میتران در کاخ الیزه بود.
عراق به ایران حمله کرده بود.
یکی از نتایج این جنگ گرانی قیمت نفت بود.
نفت از بشکه‌ای ۷-۶ دلار به بیش از ۳۰ دلار رسیده بود.
فرانسوا میتران در تلویزیون ظاهر شد.
رئیس جمهور با مردم صحبت کرد.
گفت به علت گرانی نفت، فرانسه با مشکلات اقتصادی روبرو خواهد شد.
او پیشنهاد داد و گفت من نه دستور می‌دهم و نه بخشنامه می‌کنم، فقط پیشنهاد می‌دهم. پیشنهادش چه بود.
قانون در فرانسه می‌گفت که درجه حرارت ساختمان‌ها در زمستان ۲۱ درجه باشد.
میتران گفت اگر به جای ۲۱ درجه، شوفاژها را روی ۱۸ درجه تنظیم کنید، حدود ۳ میلیارد فرانک صرفه‌جویی انرژی خواهیم داشت.
چند روز بعد رفتم خبری از موسیو دسپاکس بگیرم.
زمستان بود و سرما.
موسیو در آپارتمانش را باز کرد.
دیدم پالتویی پوشیده و کلاهی بر سر گذاشته است.
من داخل آپارتمان موسیو دسپاکس شدم .
هوا سرد بود، پرسیدم پس چرا اینقدر لباس پوشیده‌اید و کلاه به سر دارید؟
گفت رئیس جمهور چند روز پیش پیشنهاد داد که درجه حرارت را از ۲۱ به ۱۸ کاهش دهیم.
گفتم شما که با فرانسوا میتران مخالف بودید، از پیروزی او ناراحت شدید، آنقدر ناراحت شدید که گریه کردید.
گفت موسیو پاپلی از وقتی او رئیس جمهور شد، او رئیس جمهور همه فرانسه و همه ملت فرانسه است.
من از نظر حزبی با او مخالفم ولی او رئیس جمهور من است.
من حرف او را بعنوان یک رئیس جمهور قبول دارم.
ما برای منافع ملی فرانسه همه باید با او همکاری کنیم.
همه حزب ماهم با او همکاری دارند.
البته ما درمجالس با حزب سوسیالیست‌ مخالفت می‌کنیم ولی هر کجا پای منافع ملی باشد همه یکی هستیم.
در کارهای روزمره هم او رئیس جمهور است.
من درگوشه‌ای ازاتاق موسیو دسپاکس نشسته بودم، در فکر بودم و سردم شده بود، دیدم که دماسنج آپارتمان درست بالای سر شوفاژ است، شوفاژ آن طرف اتاق بود.
گفتم موسیو دسپاکس، دماسنج بالای شوفاژ است، وقتی درجه حرارت بالای شوفاژ،‌ ۱۸ درجه باشد این گوشه اتاق حتماً ۱۵ درجه است.
من گفتم باید جای دماسنج را عوض کنید.
لااقل آن را به دیوار وسط اتاق بگذارید.
موسیو دسپاکس فکری ‌کرد و گفت، من که خود را گول نمی‌زنم، پارسال هم دماسنج همان جا بالای سر شوفاژ بود.
من پارسال اتاق را با همین دماسنج ۲۱ درجه تنظیم کردم و امسال با حرف رئیس جمهور با ۱۸ درجه.
جای دماسنج را هم عوض نمی‌کنم.
من در حیرت بودم، مردی ۸۵ ساله‌ای که ۱٫۲۰۰٫۰۰۰ فرانک برای شکست فرانسوا میتران داده بود، حالا خود را در پالتو پیچیده بود تا حرف همین فرانسوا میتران را به عنوان رئیس جمهور عملی کند.
مردی که ماهیانه ده‌ها هزار فرانک در مزرعه وسهام درآمد داشت، می‌خواست ماهیانه ۶۰ فرانک درفاکتور شوفاژخانه صرفه‌جویی کند تا منافع ملیش حفظ شود.
شاید من بهترین درس دکترایم را در پاریس در اتاق موسیو دسپاکس گرفتم نه از دانشگاه سوربن!
رئیس جمهورمنتخب ولو ازحزب مخالف، رئیس جمهور همه ملت و کشور است”.

بله!! تمام حرف من در این خاطره نهفته بود که دوستان، عزیزان و هموطنان غیور و همیشه در صحنه. ما تا انتخابات رقیبیم و طبیعیست ولی بعد انتخاب و رای اکثریت ما باید مطیع و همراه باشیم. تقلب که حق الناس و غیر انسانی است ولی تخلف مجاز نیست و پسندیده نیز نمی باشد هرچند کاریست با عوامل اجرایی انسانی و تبعات و خطاهای ناشی از آن، ولی بلاخره عقل و شرع حکم می کند که ضمن اینکه مانهادهای مرتبط با این امر برای پیگیری داریم و از همه مهمتر وقتی هدف دفاع از خاک و اعتقادات است و حداقل ما مولایی به نام علی(ع) داریم که در انتخابش برای ولایتی که قبل تر به او از صاحب ولایت سپرده شده بود بالاترین تخلف بشری و سازمان یافته صورت گرفت ولی سکوت، تبعیت و همراهی!!! را از ایشان دیدیم و شنیدیم. پس بام و دو هوا بودن  و تضعیف اصل، در طریق ما نیست. امروز موظفیم به تبعیت از رهبری و همکاری و همراهی از منتخبی که شاید در دل با اوهمراه نیستیم ولی منافع بیشترو والاتری داریم که موظف به حفظ و اعتلای آن می باشیم.

محمد کرمی/چهارم خرداد۹۶

نظرات بسته شده اند

نظرات منتقدین دولت نسبت به انتخاب دکتر روحانی

عبدالله گنجی:

سازمان مجاهدین انقلاب در تاریخ ۱۳۸۸/۰۳/۱۸- یعنی چهار روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری – طی نامه‌‌ای به رئیس جمهور وقت، انتخابات ۱۳۸۴ را نیز زیر سؤال برد و خطاب به ایشان نوشت: «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از آنجا که انتخاب شما را، انتخابی ناسالم و بر اساس دوپینگ‌های خلاف قانون می‌دانست و بنابر دلایل دیگری که ذکر آن را در این نامه ضروری نمی‌داند، طی چهار سال که پست ریاست جمهوری را به ناحق! تصاحب کرده‌اید هرگز شما را مستقیماً مخاطب قرار نداده و از شما به عنوان رئیس جمهور نیز نام نبرده است.» گیرنده‌ این نامه چهار روز بعد با ۲۵ میلیون رأی دوباره رئیس جمهور شد اما مدعیان انحصاری دموکراسی نه او ر‌ا رئیس‌جمهور دانستند و نه رأی را سالم قلمداد کردند. قطعاً نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی از این الگو برای روحانی استفاده نمی‌کنند؛ هم او را رئیس جمهور می‌دانند و هم به رأی مردم تمکین خواهند کرد. اما به واسطه آنچه در ادامه خواهد آمد و مبتنی بر «شالاتانیزم محاوره‌ای» و مواجهه‌ای که روحانی در انتخابات با نظام داشت، ما از الگوی آقای نوبخت استفاده می‌کنیم که در برنامه شناسنامه گفت: «‌ما هیچ موقع دلمان با رئیس‌جمهور سابق صاف نشد»، روحانی رأی آورد و رئیس‌جمهور است اما پیروز نشد. در فرهنگ ایرانی – اسلامی هیچ آورده‌ای پیروزی قلمداد نخواهد شد مگر با اخلاق، یک‌رنگی، صداقت و تواضع همراه باشد. بنابراین روحانی پیروز این صحنه نبود، پیروز کسی است که وقتی پایه‌های رأی را لرزان می‌بیند به هر دستگیره‌ای برای نجات دست نیندازد و هدف وسیله را توجیه نکند. قطعاً‌ روحانی در این چهار سال از کنش نفس لوامه عذاب خواهد کشید و این عذاب زمانی برافروخته خواهد شد که لباس پیامبر را در تن خود حس می‌کند. علاوه بر آن تفاوت رأی امسال روحانی با رأی ۱۳۹۲ بیش از ۶ درصد یا حدود ۵ میلیون نفر است. برای این پنج درصد چه‌ها که نکرد. او وقتی مشاهده کرد که عمل چهار ساله رأی را به ۵۱ درصد قبلی هم نمی‌رسد از برائت از اعدام منافقین تا به کارگیری بیت امام، از بی‌بی‌سی فارسی تا آمدنیوز، از ظریف تا خاتمی و از تدلیس تا حمله به نهادهای دیگر، از چنگ‌اندازی به صورت نظام تا تهدید وحدت ملی، از تولید دهها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تا بیرون کشیدن هاشمی از قبر و… در دستور کار قرار داد. روحانی واقعاً یک هنرمند بزرگ است. زمانی که در بدو ورود به قدرت در سال ۱۳۹۲ اعلام کرد:«هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم» نمی‌دانستم که خود نیز به همین الگو پایبند است و این هنر را از زمانی که احساس کرد رأی به سختی در حال رشد است به کار گرفت و موفق شد. او الگوی خوبی برای رقابت ارائه کرد اما نه در چارچوب مردم‌سالاری دینی که در قالب دموکراسی غربی قابل بازنمایی است. اما منطق اینکه روحانی را هنرمندی چیره‌دست می‌دانیم چیست؟ اسناد این هنرمندی را چگونه باید رؤیت کرد.

– این هنر روحانی است که هم پرچمدار آزادی است و همزمان در همین انتخابات، دولت او ده‌‌ها شکایت از رسانه‌‌ها را به دادگاه فرستاد.

– این هنر روحانی است که در عین شعار:«تحریم‌های غیرهسته‌ای را هم ‌برمی دارم» به عنوان مقام عالی‌رتبه کشور ده‌ها مسئله حقوق بشری برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای تولید کرد که می‌توان از آن به آزاد نبودن جوانان، دانشگاه‌ها، زنان و اعدام و زندان نام برد.

– این هنر روحانی است که با حملات به صدا و سیما، قوه‌قضائیه و نیروهای مسلح کلاه گشادی را بر سر رأی‌دهندگان گذاشت و آنان را از پرونده خالی و برنامه آینده دور کرد. اما اگر آن مجموعه‌ها هر اشکالی هم داشته باشند در فردای انتخابات ارتباطی به رئیس‌جمهور پیدا نخواهد کرد و کسی مطالبه‌ای از او نمی‌کند و قانون نیز وظیفه‌ای برای رئیس‌جمهور در این‌باره مشخص نکرده است.

– این هنر روحانی است که هر آنچه خود انجام می‌داد همزمان به رقیب نسبت می‌داد یا به رقیب درباره آن اعتراض می‌کرد.

– این هنر روحانی است که همزمان با اتصال یارانه میلیون‌ها نفری که قبلاً قطع کرده بود و افزایش یارانه سه برابری ۶ میلیون نفر، در چشم رقیب زل می‌زد و می‌گفت: از کجا می‌خواهید یارانه بدهید؟ منابع از کجا می‌آورید؟

– این هنر روحانی است که به‌رغم به کارگیری همه مدیریت و منابع کشور به رقیب می‌گوید اتوبوس از کجا می‌آوری؟

– این هنر روحانی است که ۴۹ ساعت از وقت صدا و سیما را اختصاصاً به خود و معاون پوششی‌اش اختصاص داده است (به جز اخبار) و شهر به شهر رفت و به صدا و سیما حمله کرد.

– این هنر روحانی است که به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی روی گسل‌های قومی و مذهبی کشور برای رأی حرکت کرد و حاضر شد وحدت ملی را فدای رأی کند.

– این هنر روحانی است که همه رسانه‌های فارسی‌‌زبان غرب و اپوزیسیون و ضد انقلاب از او حمایت کنند اما او داخل نظام محسوب شود. امثال آمدنیوز صدها تهمت و افترا به رهبری ببندند و از روحانی حمایت کنند.

– این هنر روحانی است که همزمان با حملات به بسیج و سپاه، وزیر خارجه و دیپلمات‌ها را که در شرایط مشابه نیروهای مسلح هستند در انتخابات به کارگیری شوند.

– این هنر روحانی است که بگوید «امام رضا را برایمان بگذارید» اما در یک اقدام بی‌سابقه بیت امام را به کار گیرد.

– این هنر روحانی است که نظام امام و حکم امام در اعدام منافقین را مورد حمله قرار دهد و همکار احمد منتظری شود اما بیت امام با وی همراهی و احمد منتظری هم از ایشان اعلام حمایت کند و جذب رأی منافقین و خانواده آنها را بر ۱۷ هزار شهید ترور مقدم دارد.

– این هنر روحانی است که ابلاغیه تفکیک زن و مرد در نهادها و ادارات توسط دولت ایشان ابلاغ شود اما با صراحت اعلام کند «با تفکیک جنسیتی مخالفیم» و رقیب را به دیوارکشی بین زن و مرد متهم کند.

– این هنر روحانی است که در عین چرخش کلیپ مشاجره وی با شهید چمران در مجلس درباره تقاضای اعدام در نمازجمعه و همچنین تهدید بدحجابان، نظام را متهم به ۳۸ سال اعدام و ممانعت از آزادی‌‌های اجتماعی کند.

– این هنر روحانی است که طراحان فتنه ۱۳۸۸ اتاق عملیات روانی وی را هدایت می‌‌کردند اما به کسانی که جرمشان فقط وزیر دولت سابق است، حمله کند.

این هنر روحانی است که جرم فریدون، ابلاغ حقوق‌های نجومی، صندوق ذخیره فرهنگیان را با نبات امام رضا (ع) می‌پوشاند.

– این هنر روحانی است که به‌رغم آنچه در سطور قبل آمد می‌تواند در اولین دیدار در چشمان رهبری نگاه کند و لبخند بزند.

روحانی واقعاً هنرمند است. او اثبات کرد هدف وسیله را توجیه می‌کند. اما کاش این کار را با لباس پیامبر نمی‌کرد. او اکنون رئیس جمهور ماست اما با شاخص‌های دموکراسی رأی آورد نه مردم‌سالاری دینی. نیروهای انقلاب بر خلاف سازمان مجاهدین و دیگر اصلاح‌طلبان به رأی ملت تمکین می‌کنند و مسئولانه می‌پذیرند اما منبعد روحانی را با الفاظی همچون «جناب روحانی»، «آقای روحانی» و «دکتر روحانی» خطاب خواهند کرد و هرگز احتیاطاً لفظ «حجت‌الاسلام» را دیگر استفاده نخواهد کرد. مهم‌ترین شاخه اجتماعی علمای شیعه، دوری از زخارف دنیا و آمیختگی زبان و عمل به اخلاق و دوری از خصایصی است که به قدرت اصالت می‌دهد. اما او تا گاو و ماهی تاخت و تا آنجا پیش رفت که مورد اعتراض اصلاح‌‌طلبان معتقد به نظام و خبرگان قرار گرفت. او رأی‌ آورد اما پیروز نشد. اگر او را پیروز بدانیم دموکراسی غربی را جایگزین مردم‌سالاری دینی کرده‌ایم./فارس

حجت الاسلام رئیسی:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضا المَرُتَضی بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

ملت عزیز و بزرگوار ایران!

خداوند متعال را سپاسگزارم که حضور باشکوه شما مردم فهیم در انتخابات ریاست جمهوری، عظمت نظام مقدس جمهوری اسلامی را بیش از پیش نمایان ساخت و چشم جهانیان را خیره کرد.

نقش بی بدیل رهبر معظم انقلاب در شکل گیری این حماسه با عظمت بر کسی پوشیده نیست. امنیت و استقلال و پیشرفت کشور، همواره مرهون هدایت های داهیانه ایشان بوده و اینجانب به عنوان سرباز این نظام و خادم ملت شریف ایران، وظیفه خود می دانم از مراجع عظام تقلید و علماء اعلام، طلاب و دانشجویان، کارگران و کشاورزان، بازاریان و خانواده معزز شهدا و ایثارگران و تمامی گروه ها و تشکل ها و همه زنان و مردان سلحشور ایران اسلامی تشکر نمایم.

همچنین از مردم عزیزی که با محبت خویش به اینجانب اعتماد نموده و در سفرهای مختلف به استان های کشور، جلوه های ماندگار و فراموش نشدنی از عزم انقلابی و انسجام اجتماعی خلق نمودند، صمیمانه تقدیر نمایم. بی تردید پیروز اول این انتخابات ملت شریف ایران می باشند که حماسه ای بزرگ خلق نمودند.

دستاورد مهم این انتخابات، سیاست ورزی اخلاق مدار، تکلیف محوری و طرح گفتمان «توجه به محرومان» و «مبارزه با فساد و تبعیض» بود که فراتر از جناح بندی های رایج سیاسی، به مطالبه عمومی مردم تبدیل شد و به تدریج مورد اذعان و تعهد دیگر نامزدهای انتخاباتی نیز قرار گرفت.

رأی قریب به ۱۶ میلیون ایرانی خواهان تغییر، سرمایه ای مهم و پشتوانه عظیم است که به هیچ وجه نمی توان آن را در عرصه سیاسی و تصمیم گیری کلان کشور نادیده گرفت.

اینجانب با اتکاء به همین پشتوانه مردمی، همه ظرفیت ها را برای پیگیری مطالبات مردم در مبارزه با فساد و تبعیض و تحکیم ارزش های انقلاب اسلامی به کار خواهم بست و هر اراده و تلاشی در دولت آینده با این جهت گیری را مورد حمایت قرار خواهم داد و همواره زبان گویای محرومان خواهم بود.

اگرچه حضور بانشاط و حداکثری مردم پای صندوق های رأی کام هر ایرانی را شیرین کرد. لکن برخی بداخلاقی های انتخاباتی و تخلفات آشکار در قبل و حین برگزاری انتخابات از لحظات تلخ این انتخابات بود که آن را از مسیر قانون پیگیری خواهم نمود، اما هم اکنون همگان باید عزم خود را جزم کنیم تا با ساختن ایرانی آباد بر استقلال وآزادی و کرامت برای این ملت پافشاری نماییم.

به روح مطهر امام راحل و شهدای عالیقدر انقلاب اسلامی درود می فرستم و برای ملت قهرمان ایران آینده ای سرشار از موفقیت و بهروزی آرزو می کنم. همچنین برای تمام دولت مردان و رئیس جمهور منتخب آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم اجرای عدالت اجتماعی و رفع دغدغه های اقتصادی مردم و معیشتی محرومان در اولویت برنامه های #دولت_دوازدهم قرار گیرد./فارس

سعید جلیلی:

به گزارش خبرگزاری فارس، سعید جلیلی در کانال تلگرامی خود پیامی با عنوان «یاری دولت با دولت در سایه برای رفع کاستی ها، تصحیح ایرادها و خدمت به مردم» منتشر کرد که در آن آمده است: جمهوریتِ مبتنی بر “اسلام ناب” که به برکت انقلاب اسلامی در کشور ما تجلی پیدا کرده است، پشتوانه ای سترگ برای اقتدار و پیشرفت ایران عزیز است. حماسه حضور مردم در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری مجدداً فرصتی بزرگ را برای منتخب ملت فراهم کرد تا بتواند طبق سوگند قانون اساسی خود را «وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق و پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازد. از هرگونه خودکامگی بپرهیزد. از آزادی، حرمت و حقوق ملت حمایت کند و در حراست از مرزها و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزد».

در این پیام آمده است: اینک بر همگان است تا طبق رهنمود امروز رهبری معظم انقلاب با اتحاد و اتفاق عمومی برای افزایش استحکام و اقتدار ملی کشور بکوشند تا سهم خود از وظیفه پیشبرد کشور به سمت هدف های بزرگ را بشناسند و دنبال کنند.

این پیام می‌افزاید: در نگاه دینی، مشارکت و نظارت هم “تکلیف” و “حق مردم” و هم فرصتی بزرگ برای دولت در انجام بهتر مسئولیت ها است. بر همین مبنا معتقدان به گفتمان انقلاب اسلامی وظیفه و حق خود می دانند با نگاهی ملی و فراتر از رقابت های انتخاباتی به مثابه «دولت در سایه» در چارچوب قانون و اخلاق، منتخب ملت و دولت او را در جهت رفع کاستی ها، تصحیح ایرادها و حرکت در مسیر خدمت به مردم، تعالی فرهنگ، مبارزه با فساد، ایجاد اشتغال و رونق تولید و افزونی عزت و اقتدار در روابط خارجی یاری نمایند و بیانگر مطالبات مردم باشند.

جلیلی تاکید کرد: اعلام نتایج سی و ششمین انتخابات سراسری ایران اسلامی با مشارکت بیش از ۷۳ درصد مردم و همزمان شدن آن با سفر رئیس ایالات متحده آمریکا به کشوری که توسط یک “قبیله” اداره می شود، نشان می دهد مدعیان لیبرال دموکراسی مدل حکومت منهای مردم را برای این منطقه از هر مدلی مطلوب تر می دانند و با پناه بردن به یکدیگر نمی توانند بغض خود را به جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی موفق و الهام بخش پنهان نمایند. متقابلاً وظیفه همه ما است تا عزم خود را برای هم افزایی ملی و انقلابی در دفاع از حقوق و منافع کشور و ارزش های انقلاب اسلامی در جهت خلق حماسه های بزرگ سیاسی و اقتصادی و مقابله با تهدیدات نشان دهیم.فارس

نظرات بسته شده اند
پیام رهبر معظم انقلاب پیرامون انتخابات ۹۶

پیام رهبر معظم انقلاب پیرامون انتخابات ۹۶

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ملت عزیز ایران

جشن حماسی انتخابات دیروز،‌ بار دیگر گوهر درخشانِ عزم و اراده‌ی ملی را در برابر چشم جهانیان به جلوه آورد. مشارکت گسترده و پرشور شما، و هجوم مشتاقانه به مراکز رأی‌گیری، و تشکیل صفهای طولانی برای رسیدن به صندوق‌های رأی در همه جای کشور، و از همه‌ی قشرهای اجتماعی، نشانه‌ئی آشکار از استحکام پایه‌های مردم‌سالاری اسلامی و دلبستگی همگانی به این موهبت بزرگ پروردگار بود و ایران و ایرانی را در آزمونِ میدان‌عمل، سرافراز و روسفید کرد.

دیروز با این حضور متراکم و افکندن بیش از چهل میلیون برگه‌ی رأی در صندوقها، نصاب تازه‌ئی در انتخابات ریاست جمهوری پدید آمد و پیشرفت روزافزون ملت ایران را در عرصه‌ی حضور و بروز قدرتمندانه نشان داد. ایران اسلامی بار دیگر بدخواهان و کین‌ورزان و حسودان را عقب نشانید و دل دوستان و تحسین‌کنندگان خود را لبریز از شادی و افتخار کرد.

پیروز انتخابات دیروز، شما مردم ایرانید و نظام جمهوری اسلامی است که به رغم توطئه و تلاش دشمنان، توانسته است اعتماد این ملت بزرگ را به طور فزاینده جلب کند و در هر دوره درخشش تازه‌ئی نشان دهد.

آزمون برجسته‌ی دیروز تنها مشارکت گسترده نبود، آرامش و متانت و نجابت شرکت کنندگان که امنیت انتخابات را تضمین کرد، نیز بخش مهمی از این آزمون خیره‌کننده بود. همه‌ی قشرها، همه‌ی سلیقه‌ها، همه‌ی گرایشهای سیاسی در کنار هم به صحنه آمدند و دوشادوش یکدیگر به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.

اینجانب با خشوع در برابر خدای بزرگ، جبهه‌ی سپاس بر خاک میسایم، و لطف و رحمت و پاداش شایسته برای ملت ایران مسئلت می‌نمایم و به پیشگاه حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا فداه عرض سلام و اخلاص میکنم و نکاتی چند را متذکر می‌شوم:

۱ـ به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از التهابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بیاندیشید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین اندیشیدن و چنین عمل کردن است.

۲ـ به رئیس جمهور محترم و همه‌ی کسانی که در دولت آینده شرکت خواهند داشت سفارش و تأکید میکنم که کار و تلاش پرانگیزه و اندیشیده و جوانانه را برای برطرف کردن مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ئی از این خط مستقیم غفلت نکنند. رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویتها، برخورد با فساد و با آسیبهای اجتماعی ، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.

۳ـ عزت ملّی و رعایت حکمت در ارتباطات جهانی و اهتمام به اقتدار بین‌المللی نیز از جمله‌ی اولویتهای مدیریت انقلابی و اسلامی است.

۴ـ لازم میدانم از یکایک آحاد شرکت کننده در انتخابات و نیز کسانی که در ترغیب آنان به این وظیفه نقش آفریدند تشکر کنم، بویژه مراجع معظم و علماء اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی و هنری.

۵ ـ لازم میدانم از حضرات نامزدهای ریاست جمهوری نیز که در این روشنگری و شورآفرینی برای انتخابات تأثیر جدّی بر جای نهادند تشکر کنم.

۶ـ لازم میدانم از همه‌ی دست اندرکاران اجراء و نظارت انتخابات ریاست جمهوری و نیز انتخابات شوراهای شهر و روستا که متحمل زحمات طاقت فرسا شدند تشکر کنم.

۷ـ لازم میدانم از حافظان امنیت انتخابات و نیز از رسانه‌ی ملّی که انتخابات پرشور، مرهون تلاش شبانه‌روزی و هنرمندانه‌ی آنان است سپاسگزاری کنم.

۸ ـ در پایان، خود و همگان را به تقوا و تلاش در راه وظیفه‌ی الهی و اجتماعی و پایبندی به مسیر انقلاب که میراث ارزشمند امام خمینی بزرگ و شهدای گرانمایه است دعوت میکنم و شادی روح و علو درجات آنان را از خداوند متعال مسالت می‌نمایم.

والسلام علیکم و رحمه‌الله

سیّدعلی خامنه‌ای
سی‌ام / اردیبهشت‌ماه / ۱۳۹۶

نظرات بسته شده اند
لیست اموال کاندیداها

لیست اموال کاندیداها

لیست اموال دکتر قالیباف
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، همه چیز از دقایق پایانی مناظره فرهنگی-سیاسی جمعه ۱۵ اردیبهشت ماه و پیشنهاد محمدباقر قالیباف، نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به تمامی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مبنی بر اعلام لیست اموالشان به مردم در مناظره بعدی شروع شد.
قالیباف در بخش پایانی صحبت‌های خود در مناظره فرهنگی-سیاسی گفت: «ما در دولت مردم بر این اعتقاد هستیم که اگر شفافیت و هوشمندی در دولت شکل بگیرد هوشمندی اینکه ما سیستم های هوشمند را برای اصلاح ساختارها به کار بگیریم و شفافیت از این باب که مردم بر اساس اصل هشتم قانون اساسی نظارت بر مدیران و مسئولان داشته باشند. یعنی بدانند که رئیس دولت و وزرا کجا زندگی می کنند کجا کار دارند و چه کاری انجام می دهند؟ اموالشان چیست؟ من پیشنهاد دارم به همه اعضا که هفته اینده بیاییم لیستمان را به مردم اعلام کنیم. به قوه قضائیه بگوییم که به عنوان نامزد اموالمان چقدر است؟ ثروت همه اعضای دولتمان روشن باشد و این شفافیت معلوم باشد که کجا هستیم فرزندانمان چه می کنند اگر اینگونه شد فساد اینگونه از بین میرود با هوشمند سازی سیستم ها فساد از بین می رود».
قالیباف دو روز بعد هم در حاشیه ضبط برنامه‌های تبلیغاتی در سازمان صدا و سیما و در مصاحبه با خبرنگاران توضیحات بیشتری درباره پیشنهادش داد و گفت: «حق مردم است که بدانند مدیران‌شان کجا زندگی می‌کنند، چه اموالی دارند و چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهند. بنده لیست اموالم را در مناظره هم آماده کرده بودم تا نشان دهم. قانون می‌گوید که این اطلاعات را باید به صورت محرمانه در اختیار قوه قضائیه قرار دهیم؛ البته بنده معتقدم که یک وجه مهم مبارزه با فساد و شفاف‌سازی این است که مردم این مسائل را بدانند. خواهش من از دیگر نامزدها این است که جمعه هفته آینده، همگی دارایی‌هایمان را به اطلاع مردم برسانیم. باید مشخص باشد خودمان و بستگان درجه اول‌مان یعنی همسر، فرزندان، خواهران و برادران‌مان چه داریم، چه کار انجام می‌دهیم و کجا زندگی می‌کنیم».
این پیشنهاد رسانه‌ای قالیباف باعث شد تا تمامی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بخصوص روحانی و حتی جهانگیری در آزمون بزرگ «اعلام عمومی اموال و دارایی ها» قرار بگیرند. آزمونی که نتیجه آن در مناظره سوم بین نامزدهای انتخابات که مناظره اقتصادی است و جمعه همین هفته برگزار می‌شود، مشخص خواهد شد. اما واکنش نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به پیشنهاد قالیباف چه بود؟
*از واکنش عجیب جهانگیری و مشاور روحانی تا اقدام عملی میرسلیم و رئیسی
ابتدا سید مصطفی میرسلیم در پاسخ به پرسشی درباره اعلام اموال و دارایی‌های نامزدهای انتخابات در مصاحبه با یکی از رسانه‌ها گفت: «من صددرصد با این طرح موافقم و حاضرم این کار را انجام دهم».
البته اوایل هفته گذشته، فیش حقوقی میرسلیم در کانال تلگرامی ستادش منتشر شده بود و در برخی از رسانه‌ها هم انعکاس پیدا کرده بود. این اقدام نشان داد که میرسلیم در این موضوع صرفا حرف نمی‌زد و اهل عمل است.
سپس رضا نجابت، سخنگوی ستاد انتخاباتی حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی ضمن تاکید بر اینکه رئیسی ابایی از پیوستن به پویش پیشنهادی قالیباف مبنی بر اعلام اموال و دارایی های نامزدهای انتخابات ندارد، از آمادگی این نامزد انتخابات ریاست جمهوری برای اعلام اموال و دارایی‌هایش در مناظره آینده خبر داد و گفت: «آقای رئیسی آمادگی دارد اموال و دارایی‌های خود را با شفافیت و جزئیات  به اطلاع عموم برساند».
البته ساعاتی قبل از انتشار مصاحبه نجابت هم حجت ‌الاسلام‌ رئیسی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به صورت ضمنی از اعلام آمادگی خود برای اعلام عمومی اموال و دارایی‌هایش خبر داده بود و گفته بود: «بنای ما این است که شفاف باشد. ما نسبت به همه دولتمردان از خودم گرفته تا تک تک وزرا تا تک تک مدیران معتقدیم که هم ثروت هم درآمدها را مردم اطلاع داشته باشند و دغدغه نداشته باشند که مسئولین و دولتمردان یک محرمانگی دارند. یعنی حتما ما معتقدیم این قضیه به نفع کشور است و به نفع سلامت اداری در کشور است که مردم عزیزمان در جریان این باشند».
صبح دیروز هم با انتشار یک کلیپ تصویری کوتاه در کانال تلگرامی ستاد رئیسی، میزان اموال و دارایی های این نامزد انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد. در این کلیپ تصویری، حجت ‌الاسلام‌ رئیسی درباره وضعیت اموال و دارایی های خود گفت: «من جز خانه شخصی که یک آپارتمان ۱۴۰ متری است و یک حساب بانکی، چیز دیگری ندارم… مطلقاً اموالی مانند باغ، ویلا، سهام کارخانه‌ها ندارم».
این اقدام رئیسی هم به وضوح نشان داد که این نامزد انتخابات ریاست جمهوری در زمینه شفافیت بخصوص شفافیت مالی صرفا حرف نمی زند و اهل برداشتن گام های عملی است.
اما نامزدهای حامی دولت فعلی واکنش مثبتی به پیشنهاد قالیباف مبنی بر اعلام عمومی اموال و دارایی ها نشان ندادند. ابتدا حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی روحانی درباره اعلام اموال و دارایی‌های نامزدهای انتخابات به مردم، گفت: «مسئولان قوه مجریه مطابق قانون اموال خودشان را به قوه قضائیه اعلام کردند. امیدوار هستیم این قانون شامل سایر مسئولان از جمله شهرداران نیز شود». آشنا درباره اعلام اموال و دارایی‌های نامزدهای انتخابات به مردم و افکارعمومی نیز گفت: «فعلا به قوه قضائیه اعلام کنند تا بعد نوبت به مردم هم برسد».
تاکید مشاور فرهنگی روحانی بر جایگاه قوه قضائیه برای دریافت لیست اموال و دارایی‌ها و همچنین استفاده از کلمه «فعلا» در جمله پایانی ایشان به خوبی نشان داد که همانطور که پیش بینی می‌شد، رئیس دولت یازدهم هیچ علاقه‌ای به اعلام عمومی اموال و دارایی‌های خود تا قبل از برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ۲۹ اردیبهشت ماه ندارد.
ساعاتی بعد هم اسحاق جهانگیری در مصاحبه با خبرنگاران با بیان اینکه آنهایی که لیست اموالشان را نداده اند ارائه کنند، گفت: «بنده تا کنون حداقل ۵ یا ۶ بار فهرست اموال خود و فرزندانم را به رییس قوه قضاییه ارائه کرده ام». جهانگیری با اعلام اینکه  قوه قضاییه همیشه رسیدگی کرده و اگر هم موردی ببیند برخورد می‌کند تصریح کرد: «آنهایی که فهرست اموال خود را ارائه نکرده‌اند شعار ندهند، اینکه می‌گویند بیایید لیست را به مردم دهیم شعار تبلیغاتی است، همین آقای شهردار که این موضوع را بیان کرد باید طبق قانونی که مصوب است شهرداران کلانشهرها از جمله تهران، معاونان شهردار و شهرداران مناطق از دی ماه ٩۵ فهرست اموالشان را به قوه قضاییه می‌دادند، چرا تا الان فهرست اموالشان را نداده‌اند؟ اگر این مسائل از حالت شعاری بیرون بیایید و حالت واقعی به خود بگیرد حرف برای گفتن زیاد است؛ این ها یک نقطه خاکستری در زندگی من نمی توانند پیدا کنند، از نظر سیاسی، مالی و اخلاقی به فضل الهی این گونه زندگی کرده‌ام، خودم و فرزندانم در این امور در نهایت احتیاط، عمل کرده‌ایم».
تاکید جهانگیری بر جایگاه قوه قضائیه برای دریافت لیست اموال و دارایی‌ها و اصرار صریحش مبنی بر سیاسی جلوه دادن پیشنهاد قالیباف مبنی بر اعلام عمومی این لیست به خوبی نشان داد که همانطور که پیش بینی می‌شد، معاون اول رئیس دولت یازدهم هم مانند رئیس خود هیچ علاقه ای به اعلام عمومی اموال و دارایی های خود تا قبل از برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ۲۹ اردیبهشت ماه ندارد.
اما منفی ترین و عجیب ترین واکنش به پیشنهاد قالیباف مبنی بر اعلام عمومی اموال و دارایی ها توسط سید مصطفی هاشمی طبا صورت گرفت. امروز صبح، هاشمی‌طبا در یک نشست خبری درباره این پیشنهاد قالیباف گفت:‌ «من مخالف هستم چون پیشنهاداتی که نشود از آن تصمیم درستی گرفت را مهمل می‌گویند. فرض کنید فردی دارایی بالایی دارد و فرد دیگری ازلحاظ مکنت کم برخوردار است. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟ من می‌گویم دارا را انتخاب می‌کنم و آن‌کسی که عرضه مال‌اندوزی نداشته، احتمال اینکه از این به بعد از بیت‌المال بردارد وجود دارد؛ و یا کسی که پول دارد از راه دزدی به دست آورده است».
هاشمی‌طبا با تأکید بر اینکه نامزدها باید طبق قانون در ابتدا اموال خود را به قوه قضائیه اعلام کنند،‌ افزود: «در اسلام نیز ملاک، تقوا است، ضمناً ممکن است کسی که به‌ظاهر چیزی ندارد، اموالش دست دیگران باشد و چون به خلوت می‌رود آن کار دیگر می‌کند».
با توجه به آنچه گفته شد، پیش بینی می‌شود در مناظره جمعه ۲۲ اردیبهشت، نامزدهای مخالف دولت فعلی یعنی قالیباف، رئیسی و میرسلیم میزان اموال و دارایی های خود را به صورت عمومی اعلام کنند ولی نامزدهای حامی دولت فعلی یعنی روحانی، جهانگیری و هاشمی طبا مردم را در این زمینه «محرم» نمی دانند و این کار را نخواهند کرد. در صورت تحقق این پیش بینی، به جرات می توان ادعا کرد که دولت یازدهم صرفا در زمینه شفافیت بخصوص شفافیت مالی «شعار» داده است و هیچ علاقه‌ای به اجرای عملی این موضوع ندارد.
گفتنی است سالهاست که در بسیاری از کشورهای جهان به منظور افزایش کارآمدی نهادهای نظارتی و جلوگیری از فساد مالی، سیاستمداران ملزم شده اند تا دست به انتشار عمومی فهرست اموال و دارایی‌های خود و خانواده خود بزنند. تعداد این کشورها مطابق با گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۴۸ بوده است و طبق بررسی‌های کارشناسان در سال های اخیر به حدود ۶۰ رسیده است. برخی از این کشورها عبارتند از: آمریکا، مکزیک، برزیل، هند، گرجستان، کرواسی، فرانسه، آرژانتین، ایتالیا، اندونزی، پاکستان و افغانستان.

 

نظرات بسته شده اند