بایگانی اردیبهشت ۱۳۹۶

من اصلاح گرای اصول طلبم!!!!

همه می گوینداصلاح طلبی یا اصولگرا؟

قبل تشکیل دولت جناب آقای روحانی دوست داشتم بگویم معتدلم  ولی اکنون نمی توانم بگویم! ترجیح می دهم بگویم اصلاح گرای اصول طلب !!!!!!!!!

شاید بخندید، شاید بگویید منافق گونه و شاید هم بگویید بی طرف

ولی من تاکید می کنم اصلاح گرای اصول طلب. دلیل متقنی برای حرفم دارم و آن اینست که چگونه می تواند یک شیعه بگوید من شیعه هستم و اصول و مبانی اسلام و تشیع را قبول دارم ولی به اصلاح و پویایی فکر نمی کنم و سنت را قبول ندارم. مگر می شود ولی فقیه را قبول داشت و حکم حکومتی و تشخیص رهبر را قبول داشت ولی گفت اصلاحات نیاز نیست. مگر می شود پویایی ۱۴۰۰ساله اسلام را دید و تغییر و تحولات را انکار کرد ویاهایی دیگر

کشور ما امروز آبستن حوادث و اتفاقات مختلف است و هر چه رو به جلو می گذرد بیشتر و بیشتر دستخوش آن می گردد. فقیر فقیرتر، غنی غنی تر می شود ،دروغ  ها بزرگتر، جناح ها ناکارآمدتر، فرهنگ ضعیفتر و… چرا؟

چون ما دوستدار تعصبیم، و متعصبین را دوست داریم و هرچی می کشیم از این فرهنگ ضعیفمان است.

به نظر این بنده حقیر ما فقط باید معتدل باشیم البته این نظر من نیست نظر دین ماست. اگر توانستید امام علی (ع) را اصلاح طلب و امام حسن(ع) را اعتدال گرا و امام حسین (ع) را اصولگرا بدانید تمام این حرکت ها و اظهار نظرات قابل قبول یا تامل است. ولی از آنجایی که این پیشوایان عزیز ما هر کدام در زمان خود بهترین شیوه ها برای عزت و سربلندی اسلام و ترویج آن را برگزیدند نشان دهنده اینست که آنان دوست داشتند به ما این را بیاموزند که به اصول پایبند و از اصلاحات نیز گریزان نباشید ولی…

امروز آمارها نشان می دهد که عوامفریبی دیگر مثل گذشته پاسخگو نیست. دیگر ناهار و شام دادن های تبلیغاتی موثر نیست و حتی دیگر تهمت و افترا به تنهایی نمی تواند ذهن ها را از حق  منحرف سازد هرچند بی تاثیر نیست.

ما در هر دو جناح راست و چپ هم تندرو داریم و هم کندرو. در گروه نو ظهور اعتدال که ای کاش معتدل می بود نیز نشد که فرهنگ معتدل و شیعه واقعی بودن را نهادینه سازند.

به نظر این بنده حقیر جناح یا گروه یا حزبی می تواند به معنای واقعی کلمه طرفدار مردم ، نظام و کشور باشد که وقتی به قدرت رسید تمام تندروها و افراطی های جناح ها را حذف و معتدلین و زحمتکشان آن ها را به میدان بیاورد و ضمن داشتن تشکیلات مشخص که دوره به دوره تغییر نکنند تمام وقت خود را صرف مردم و محرومیت زدایی و پیشرفت نماید، که در حال حاضر یافت نمی شود و بنظرم باید منتظر ظهور جوانان متدین، متخصص و انقلابی دهه ۶۰ به بعد باشیم تا یا با کمک بزرگان و علمای دین و سیاست توامان و یا با کمک حضرت عزرائیل عزیز کم کم با خروج افراطی ها معتدلین واقعی پای کار بیایند تا ان شالله دوباره اقتدار و عزت اسلامی – ایرانی امان بدون دغدغه و تفرقه به ایرانمان بازگردد.

نظرات بسته شده اند

اَیْنَ عمار کجایید جوانان وطن…؟

شعری زیبا از صابر خراسانی:
یادتان هست همه عین برادر بودند؟
تاجر و کارگر انگار برابر بودند…
یادتان هست چه شوری همه جا برپا بود؟
عجم و ترک و لر و کرد و عرب آنجابود…؟
یادتان هست همه گوش به فرمان بودند…؟
سینه چاک سخن پیر جماران بودند…؟
یادتان هست که میگفت اگر پُرباریم…
همه را از نمک ماه محرم داریم…؟
یادتان هست که ازحیله دشمن میگفت…
یادتان هست که ازپیله دشمن میگفت…؟
گفت دلداری دشمن دلتان را نبرد…
مثل طوفان زده ها، حاصلتان را نبرد…!
جنگ، جنگ است فقط رنگ عوض میگردد…
نقشه ها درپی هرجنگ عوض میگردد…
جنگ آنروز اگر موشکی و سرکش بود…
آتش فتنه امروز، پر از ترکش بود…!
“جنگ امروز، به دنبال اصول دین است…”
این همان زخم قدیمیست، ببین چرکین است…!
چشم واکن اخوی، خوب ببین یارکجاست…
نخل بسیار، ولی میثم تمارکجاست…؟
اَیْنَ عمار کجایید جوانان وطن…؟
اَیْنَ عمار بیایید جوانان وطن…
ما محال است که از بیعتمان برگردیم…
تاکه مثل پسر فاطمه بی سر گردیم…!
بعداز شام سیه بال، سحر می آید…
{ یوسف گم شده، دارد ز سفر می آید…}
یادتان هست که مدیون شهیدان هستیم…؟
اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم…

۰

اهمیت ژئوکالچر منطقه

اهمیت جغرافیای فرهنگی منطقه بسیار بالاست. تمام پیامبران بزرگ الهی همچون موسی کلیم‌الله‌(ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) در این منطقه مبعوث شده‌اند.
خیزش و بعثت پیامبران بزرگ الهی در این منطقه شکل گرفته است. همچنین پیروزی انقلاب اسلامی در قرن بیستم در این منطقه تمام اوضاع را به هم ریخت. انقلاب اسلامی یک انقلاب جهانی است، انقلاب منطقه‌ای نیست، از این رو نظم ایدئولوژیک جهانی را به هم ریخته است. هم‌اکنون هم جهانی‌سازی و دهکده جهانی که امریکایی‌ها دنبال بودند و معتقد بودند تنها یک فرهنگ باید در جهان باشد و آن هم فرهنگ امریکایی بود. فرهنگ امریکایی یعنی همان لیبرال دموکراسی، چه در مفهوم فرهنگی، چه در مفهوم سیاسی و چه در مفهوم اقتصادی (اقتصاد بازار).
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی امریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که تنها قدرت ایدئولوژیک که می‌تواند در مقابل آن‌ها بایستد قدرت اسلام است. مرکزیت این قدرت اسلام ج.ا.ا است. تنها قدرتی که امروزه در مقابل فرهنگ غرب ایستاده است. واقعیتی است که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها برای بشر پیام نجات بخشی ندارند. آن فرهنگی برای بشریت پیام نجات، پیام آزادی، پیام استقلال دارد، اسلام است. اسلامی که هم دنیا را و هم آخرت را تأمین می‌کند. دیگر پیام امریکایی‌ها و اروپایی‌ها برای بشر امیدبخش نیست. اسلام تنها نظام آزادی مبتنی بر بازگشت به فطرت است.
پیروزی انقلاب اسلامی معادلات جهانی را به هم ریخته و شکل‌گیری قطب قدرت جهان اسلام بزرگترین نگرانی امریکایی‌هاست. انقلاب اسلامی زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی‌(عج) است.انقلاب اسلامی ایده شکل‌گیری قطب قدرت جهان اسلام را دنبال می‌کند. قطب جدید قدرتی که در قرن بیست‌و یکم انشاء‌الله ظهور خواهد کرد. یک میلیارد و ششصد و بیست میلیون مسلمانی که نگاهشان به ایران است. این عده هم جمعیت بزرگی هستند و هم نود درصد اعمال و رفتارشان یکسان است. همه مسلمان‌ها نماز می‌خواهند، روزه می‌گیرند، حج می‌روند و یک کتاب و یک خدا و یک پیامبر دارند.
بیداری اسلامی در منطقه:
ظهور و گسترش بیداری اسلامی موضوع با اهمیت دیگر منطقه است که در معادلات منطقه تأثیرگذاری جدی‌ای دارد. آن چه که در تونس، مصر و یمن اتفاق افتاده است. هدف امریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و برخی دولت‌های عربی از بوجود آوردن داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در منطقه جلوگیری از گسترش این بیداری اسلامی و به انحراف کشانده این مسیر می‌باشد.
اهداف امریکایی‌ها و دولت‌های اروپایی در منطقه:
عدم ثبات سیاسی در دولت های افغانستان، عراق، یمن، بحرین، عربستان سعودی، سوریه و لبنان یکی موضوعاتی است که اهمیت منطقه را دو چندان می‌کند.
۱۴ سال است که در منطقه آشفتگی و تنش ایجاد شده است و سنگ بنای آن را آمریکا با راه انداختن سناریوی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ گذاشت. رأس شبکه‌های CIA و موساد در راه‌اندازی این سناریو دخیل بودند که برای برخورد با مسلمانان و جهان اسلام انجام گرفت. با چند واسطه از انسان‌های نادان را اجیر کردند برای شکل‌گیری این بهانه.
امریکا در سال ۲۰۰۳ افغانستان و سپس عراق را به اشغال نظامی خود در آورد و در این دو جنگ بیش از ۵۰۰۰ نظامی امریکایی کشته ۱۶۰۰۰ هزار زخمی شدند و چند میلیون دلار هزینه این دو جنگ شد. در نهایت برنده اصلی این جنگ‌ها ایران شد.
سند راهبردی امریکایی‌ها در سال ۲۰۱۲ منتشر شد که در آن گفته بودند ما دیگر هیچوقت جنگی مثل افغانستان و عراق را ایجاد نخواهیم کرد. ایران در این دو جنگ بسیار هوشمندانه عمل کرد. هدف امریکا در این دو جنگ روی کار آوردن دو دولت لائیک و دشمن ایران و پس از آن هدف نابودی ایران بود.ولی راهبرد ایران و راهبرد رهبری نظام بسیار هوشمندانه بود. امریکایی‌ها نتوانستند به سیاست‌های کلان خود دست یابند و شکست خوردند. یک قانون اساسی نسبتاً اسلامی در عراق تنظیم شد، پارلمان شیعی که قدرت در اختیار این پارلمان است و رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و فرمانده نیروهای مسلح را تعیین می‌کند. یک نخست‌وزیر مسلمان در عراق حاکم است و به جای اینکه امریکایی‌ها بتوانند این‌ها را بر علیه ما بشورانند، بالاخره عراق فعلاً با ما هماهنگ است.افغانستان درست است که مقداری با ما فاصله گرفته ولی لایه‌های پایین افغانی‌ها با ما هستند.

۰