بایگانی تیر ۱۳۹۶

چرا مرگ بر آمریکا؟؟؟؟؟؟؟

چرا مرگ بر آمریکا؟؟؟؟؟؟؟

باز موسم عدالتخواهی و حمایت از مردم مظلوم فلسطین شد و موش های دیوارها، گوش به گوش زمزمه سردادند که چرا ما به یک ملت توهین می کنیم؟ چرا پرچم یک ملت را آتش می زنیم؟ چرا و چرا های دیگر.

واقعا چرا؟

هرسال به اشکال جدیدتر و برنامه های رنگ و لعاب دار تازه تری سعی دارند به ما این مفهوم را غالب کنند که ما نباید بگوییم مرگ بر… . من به اندازه علم محدود و عقل ناقص خودم برایم یک سوال است؟ چگونه مردم می توانند از قصابی گرفته تا دانشگاه تمامی مسائل علمی، سیاسی، اقتصادی و حتی دینی را بررسی کنند و همه عالم باشند و همه می توانند مسولان را مورد خطاب قرار دهند که فلان جا اسلامی تر است که چنین کنند و چنان کنند و درنهایت امام مظلوم علی(ع) که چه در ۱۴۰۰ سال گذشته و چه امروز هنوز غریب و مورد سوء استفاده قرار می گیرد را به میان می کشند و از رفتارها و سکنات آن بزرگ مرد تاریخ بشریت -البته گزینشی و به نفع خود- بهره می برند ولی آن جمله و حرکت معروف ایشان را به یاد نمی آورند که چگونه بر سرمردم مسلمان وقت فریاد کشیدند و طلب مرگ برای خود و ناظرین کردند که در حکومتشان یا مجاورتشان خلخال از پای یک زن یهودی چرا کشیده شده!!!!! حال امروز خلخال کشیدن ها و گوش پاره کردن ها شده است گوشت دریدنها و آنهم نه مسلمان از یهود که استکبار از مسلمان و غیر مسلمان مستقیم یا غیر مستقیم ولی تازه ما به این رسیده ایم که حتی مرگ خالی را هم نگوییم که زشت است؟! مردم فلان دیار استکباری و خونریز ناراحت می شوند. البته با علم به اینکه مرگ ها بر فرق دولت ها آرزو می شود نه مردم آن دولت های خونخوار.

رهبر معظم انقلاب می فرمایند:”این شعار شما «مرگ بر آمریکا»ی شما، این فریادی که ملّت ایران میکشند، این دارای یک پشتوانه و عقبه ی منطقی و قوی است؛ دارای پشتوانه ی عقلانی است، معلوم هم هست که مراد از «مرگ بر آمریکا» مرگ بر ملّت آمریکا نیست، ملّت آمریکا هم مثل بقّیه ی ملّتها هستند، یعنی مرگ برسیاست‌های آمریکا ،مرگ بر استکبار؛ معنایش این است، این دارای پشتوانه ی عقلانی است؛ قانون اساسی ما به این ناطق است، تفکّرات اصولی و عمیق و منطقی بر این ناطق است و این را برای هر ملّتی که تشریح بکنیم، آن را می پسندند و میپذیرند و قبول میکنند”. در جایی دیگر نیز فرموده اند:”ما همه مشکلات را به گردن آمریکا نمی اندازیم. مشکلات ما از خودمان است؛ منتها دشمن از این مشکلات می خواهد حداکثر استفاده را کند؛ پدر کشور و ملت را در بیاورد. ما نمی گوییم اگر تورم هست، تقصیر آمریکاست؛ نه، اگر تورم هست، اگر کاهش قدرت خرید هست، اگر کمبود اشتغال هست، چه کسی گفته تقصیر آمریکاست؟ ما گردن آمریکا نمی اندازیم؛ این تقصیر خود ماست؛ تقصیر مسئولان است؛ اما اگر اسم آمریکا را می آوریم، اگر حرف آمریکا را می زنیم، می خواهیم بگوییم که گرگی کمین گرفته، پشت خم کرده که به شما حمله کند؛ از این غافل نباشید. به مسئولان می گوییم ضعف ها را برطرف کنید، به شما می گوییم که متوجه این دشمن باشید؛ تا به شما حمله نکند…».۱ بر این اساس، دو چیز تداوم این شعار را رقم زده است ؛ نخست روح ظلم ستیزی مردم ایران که نیروی ایجاد انقلابی عظیم را داشتند و دیگر رسوایی آمریکا در این که نشان داد مظهر بیداد و فرعونیت است و از هیچ تجاوز و جنایت و خیانتی برای شکستن عمود خیمه استقلال و به قفس در آوردن آزادی این ملت ، فروگذار نمی کند. این دو عامل ، همچون دو بال پر توان ، شعار «مرگ بر آمریکا» را در سپهر شعور تاریخی مردم ایران به اوج رسانید”.

حال با پخش فیلمی که فلان دانشگاه آمریکا بعد از آموختن زبان پارسی به دانشجویانش چه گفته و در جواب مرگ بر آمریکای ما چه سروده است، سندی شده است پوشاننده ۴۰سال قساوت و دشمنی فقط بر ملت ما -فارغ از کشورهایی همچون عراق، فلسطین، افغانستان، سوریه، لبنان و سایر ملل غیرمسلمان و مسلمان دیگر- و حال سوال شده چرا مرگ بر آمریکا

درست است ملت ایران باگذشت و توبه پذیر است و برای کسی که حتی برایشان تب کنند می میرند ولی این به معنی سادگی و حماقت ملت نباید گذاشته و مشتبه شود که با چند کلیپ و شعار می توانند ما را از آرمان آزادیخواهی و مظلوم پروری و استکبار ستیزی دور نمایند. بقول مولایمان حسین علیه السلام اگر خدای ناکرده در بین ما کسی هست که دیندار هم نباشد قطعا آزاده خواهد بود.

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.

نظرات بسته شده اند
#آتش به اختیار و برداشت های بی اختیار

#آتش به اختیار و برداشت های بی اختیار

باز سخنان رهبر معظم انقلاب برای بعضی ها فرصتی ایجاد نمود که هر کس از ظن خود یار یا مار شود. فیلم ها و کلیپ های منتقدان که عمدتا جاهلانه و متعصبانه می باشد از یک سو و جبهه گرفتن متعصبین و بی اختیار ها از سوی دیگر نقل محافل و مجالس شد و از آنجایی که در ایران ما از رفتگر عزیز شهرداری که به حق پول حلال می برد تا نجومی بگیران و سیاسیون راست و چپ افراطی که برعکس آنانند، همه سیاستمدار اقتصاد دان فرهنگی می باشند در خال جابجا نمودن این بیانات به ظن خودشان می باشند برآن شدم که من هم نظرات بعضی را خوانده و در مقام مقایسه با علم اندک خودم بعنوان یک دانشجوی عرصه سیاست چند خطی را از ظن خودم بنویسم . امیدوارم خالی از تعصب و تحجر و عدم مطالعه باشد و مورد نظرقرار گیرد.

۱- باید دانست این سخنان در کجا و برای چه کسانی مطرح شده است و مخاطب سخنان ایشان چه کسانی بودند

۲-متن سخنان را کامل شنید و یا خواند و بعد اظهار نظر نمود

۳-اگر مورد اول و دوم را نمی توانیم انجام دهیم بویژه دوم که متاسفانه مشکل بزرگ مردم کشورمان است که وقت برای همه چیر داریم جز مطالعه!!! و بعد همانند یک مطالعه کننده اظهار نظرهم داریم حداقل به سخنان کسانی رجوع کنیم که در عین اینکه منصفند و وابسته به حزب یا گروه خاصی به معنای متحجر و متعصب البته! نیستند خودشان عاملان به علم باشند و معتقدان به خاک و آب این وطن

من ۳ متن را می گذارم و بعد تفسیر خودم را با سندارائه خواهم داد:

عزت الله ضرغامی:

آتش به اختیار یعنی اینکه نیروهای مومن و خلاق در مقابله هنرمندانه و اقناع کننده با غوغاسالاری دشمن در تحریف و جا به جایی ارزش های انقلاب نیاز به اجازه گرفتن از کسی ندارند.
«
آتش به اختیار» یعنی خروج از انفعال و جبران کم کاری و غفلت دستگاه های متولی کشور

حمید رضا جلایی پور: مقام رهبری در این سخنرانی نگران بیست و چهار میلیونی که به روحانی رای دادند نبودند وبیشتر توجهشان به اصول گرایان رادیکالی بود که در انتخابات شکست خوردند. در ضمن لحن گفتاری ایشان در هنگام سخنرانی ها عینا سیاست های عملی حکومت نیست. تازه وقتی هم که لحن و عمل مخالفان دولت روحانی و جامعه مدنی در موضوعی یکی بوده، در عمل لزوما آن موضوع تحقق نیافته است. مثل لزوم یک دوره ای شدن دولت روحانی و پیروزی رئیسی که محقق نشد»
این سخنان «سیاست عملی» نبود بلکه «بارگفتمانی» داشت. سیاست های عملی رادیکال را معمولا اجرا می کنند نه اینکه اعلام کنند. به همین دلیل سخنان مقام رهبری در برابر نظامیان و سپاهیان نبود بلکه در برابر دانشجویان که در معرض جنگ نرم تلقی می شوند، بوددر مجموع سخنان رادیکال پس از انتخابات مثل رای حرام، و یا سیاه و حرف های دیگر بیشتر بحث های گفتمانی و برای روحیه دادن است نه برای به پایین کشاندن دولت روحانی و مشابه سازی این وقایع با دهه شصت خطا است. خوشبختانه مقام رهبری، فهول اصول گرایان و حتی نظامیان می دانند که جامعه ایران با ابر چالشهایی روبرو است که مهار این چالشها با خودسری و به هرج و مرج کشیدن جامعه درمان نمی شود.

حجت الاسلام پناهیان:

آتش به اختیار یعنی نفوذ تروریست‌های فرهنگی غرب‌گرا در نهادهای فرهنگی زیاد شده، مانند نفوذ داعشی‌ها به ساختمان مجلس؛ هرکسی می‌تواند، مقابله کند. داعشی‌ها امنیت فیزیکی و غربگرایان امنیت فرهنگی را از بین می‌برند؛ هردو تحت حمایت آمریکا هستند.آتش به اختیار یعنی باید برای امنیت کشور قیام کرد.
آتش به اختیار یعنی هر نوع اقدام رسانه‌ای فرهنگی و فکری علیه غرب‌گرایی نیاز به فرمان ندارد، و جوانان فرهیخته می‌توانند باتشخیص خود عملیات کنند.

سید عباس صالحی امیری:

آتش به اختیار در کلام و منطق رهبری یعنی فعالیت های خودجوش، غیر دستوری اما در چارچوب قانون و اخلاق از این واژه چماق نسازیم

 

خوب این بود نظرات بعضی خواص، لیکن طبق فهم خودم ابتدا برآن شدم باری دیگر سخنان رهبر معظم انقلاب را مطالعه کنم و همانند مغرضین کلمات یا جملات مورد علاقه و مغرضانه خود را استخراج ننمایم و با فهم اینکه، این سخنان در جمع فرهیختگان بوده و نه مزدوران و نه فتنه گران و دیگر عناوینی که کشور ما بارها از آنها ضربه خورده اند- متحجران راست و چپ-

پس جملات ایشان، سطح فهمی در این اندازه لازم داشته که مطرح شده! دانشجویان و فرهیختگان و در یک کلام عامیانه تر: با فرهنگ تر های جامعه

با شروع ورود به مطلب توسط ایشان تا تذکر نهایی بنظر می آید بعد از مطالعه حتی یک فرد با سواد در حد دیپلم اما منصف و بی غرض!!! اینگونه میتواند برداشت نماید که منظور ایشان ورود یک جوان یا فردی با استعداد و دارای علم و عمل در حوزه ای که می بیند نقص وجود دارد در حالت آتش به اختیار(در نظام یعنی می تواند اقدام کند ولی بازهم درچارچوب و قواعد از پیش تعیین شده) اقدام کند ولی !!! تذکر آخر نیز به همان اندازه مهم است که ایشان فرمودند اما اگر جایی متوجه شد راه را اشتباه آمده همانجا توقف و حتی برگردد حال چند خط متوالی از سخنان ایشان را بخوانید و خود قضاوت و برداشت نمایید:

“…منتها [بعد] در بین خود مجموعه‌ی دانشجوی مسلمان، یک اختلالاتی به وجود آمد. دانشجوی مسلمان، دانشگاه را فتح کرد، لانه‌ی جاسوسی را فتح کرد امّا خودش از درون مغلوب شد! این به نظر من نکته‌ی قابل توجّهی است. چرا؟ برای خاطر اینکه دچار ضعف تحلیل و ضعف محتوا بود؛ هیجانات بود، خیلی هم تند -بعضی از بچّه‌های دانشجو در آن ‌روز، ماها را که آن‌وقت تازه از زیر زندان و تبعید و این قبیل ‌چیزها بیرون آمده بودیم، انقلابی نمیدانستند؛ یعنی در مقام قضاوت، ماها را تخطئه میکردند؛ همینهایی که الان هم هستند؛ حالا بعضی‌هایشان هنوز هم هستند؛ یعنی واقعاً اُرتدُکس [بودند]، یک انقلابی اُرتدُکسِ سفت و سخت، خیلی قرص و محکم- منتها آن ذهنیّت، از محتوای لازم خالی بود، [لذا] در یک نقطه‌ی حسّاسی ضربه خورد”.

“…آنچه من میخواهم عرض بکنم این است که در این سالها، علیه دانشگاه و برای خارج کردن دانشگاه از این صحنه‌ی مبارزه خیلی تلاش کردند؛ علّتش هم این است که دانشگاه مهم است. دانشگاه اگر در خدمت انقلاب باشد خیلی مهم است؛ از خیلی از قشرهای دیگر تأثیرش بیشتر است. اوّلاً همه جوانند، کم­‌تعلّقند، آماده­‌به­‌کارند، ذهن فعّالی دارند، فهیمند؛ اینها خیلی نکات مهمّی است؛ بعد هم بر روی محیط جامعه تأثیر دارند؛ یعنی دانشجوی انقلابی میتواند روی محیط پیرامونی خودش اثر بگذارد؛ اوّلش خانواده است، بعد مرتبطینند، بعد دوستان، و در محیط اجتماعی اثر میگذارد؛ لذا برای اینکه دانشگاه را از هویّت انقلابی خالی کنند و خلاص بکنند، خیلی تلاش کردند، خیلی کار کردند، خیلی سیاست­‌ورزی کردند در این زمینه. متأسّفانه از داخل خود ما هم در مواردی کمک شد به اینها که بتوانند دانشگاه را انقلاب­‌زدایی کنند؛ یعنی روحیّه‌ی انقلابی، روحیّه‌ی حزب‌اللّهی، روحیّه‌ی مبارزه از محیط دانشجویی گرفته بشود. اینها مقدّمه بود”.

“…نگاه دانشجو به مسائل کشور. بنده این نگاه نقّادانه‌ای را که [اینجا] دانشجویان داشتند صددرصد تأیید میکنم. [البتّه] ممکن است بعضی نقدها را وارد ندانم؛ چه آنچه مربوط به دستگاه‌های قوّه‌ی مجریّه است، چه آنچه مربوط به قوّه‌ی قضائیّه است، چه آنچه مربوط به دفتر رهبری است. ممکن است بعضی‌ وارد باشد، بعضی‌ وارد نباشد، لکن نفْس این نگاه نقّادانه را من صددرصد تأیید میکنم”

“…این را البتّه در حاشیه‌ عرض میکنم که نوع برخورد با مشکلات درون نظام، باید علاج‌جویانه و طبیبانه باشد. طبیب، گاهی اوقات به مریض خودش هم ممکن است تشر بزند، یک حرف تلخی هم بزند، امّا مقصودش معالجه‌ی او است. در مقابله‌ی با دشمن، نوع برخورد باید قاطع و صریح و طبق برخورد خود او -که خصمانه است- خصمانه باشد؛ امّا در داخل و با نظام، نه؛ دلسوزانه، علاج‌جویانه و مانند اینها. البتّه شما در برخورد با دشمن خارجی در حرف زدن و در موضع گرفتن و مانند اینها آزادید. حالا البتّه در زمینه‌های دیپلماسی یک رنگ‌وروغن‌های دیپلماسی لازم است، آن به عهده‌ی دیپلمات‌ها، آنها هرکار خواستند [بکنند] و بروند هرجور میخواهند رنگ‌وروغن بزنند؛ [امّا] شما به‌عنوان دانشجو، به‌عنوان مجموعه‌های دانشجویی، حرفتان را صریح و قاطع و با صدای بلند بیان کنید”.

ودر پایان فرمایشاتشان بعد از سفارش به آتش به اختیاری در مورد شجاعت در عمل آن نیز فرمودند:

“… یک سفارش دیگر هم شجاعت در اقدام است. گاهی اوقات بعضی از تشکّلها میگویند «نکند این کار را بکنیم -مثلاً فرض کنید که- فلان آدم یا فلان دستگاه نگران بشوند، ناراحت بشوند یا فلان»؛ نه، شما اقدامتان را انجام بدهید، منتها آن‌وقتی که فهمیدید این اقدام نادرست است، از همان‌جا متوقّفش کنید، یعنی همان‌جا برگردانید راه را؛ یعنی در انجام کارها و اقدام [شجاعت داشته باشید]. البتّه برای اینکه انسان یک اقدامی بکند، بایستی که جوانب کار را قشنگ بسنجد.”

همانطور که در سطور بالا عرض نمودم فکر نمی کنم ضمن داشتن شرط انصاف و عقلانیت، چند سطحی سواد بیشتر نیاز داشته باشد.

من الله التوفیق

محمد کرمی

مشهد۱۳۹۶

نظرات بسته شده اند